درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۳۸
مثل همیشه آروم و خونسرد
داخل اتاق اومد و هوران چیزی توی وجودش شکست.
اون نگاه خیره حرف ها داشت و من هم بلد بودم بخونمش.
در اتاق رو که پشت سرش بست
یه قدم به عقب برداشتم.
نترسیده بودم چون هوران عادت داشت
به کتک خوردن و خورد شدن.
هوران شکستن رو با استخوون هاش نه
با قلبش چشیده بود و چه مزه ی زهر ماری داشت.
دستش که به طرف کم...ربندش رفت نگاهم به طرف پایین لغزید:
-آخه ببینش...نکبت از سر و ریختش میباره
روح و روانم زیر بار این حرف چنان خرد شد
که چیزی جز آوار ازش باقی نموند.
دستم تیر میکشید اما بروی خودم نیاوردم و صاف سر جام وایسادم.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۴۰
هر بار که کتـ.ک میخوردم از خودم و صورتم محافظت میکردم.
از درد یه گوشه توی خودم جمع میشدم اما اون روز وایسادم و خیره بهش کتک خوردم.
دیگه خسته بودم.
هوران خسته بود:
-خر چه داند قیمت نقل و نبات
تو لیاقت اعتماد منو نداشتی
ماشین چند میلیاردی رو زدی نابود کردی
وقتی اینبار دستش رو بالا برد و روی دست دردناکم کوبید چشمام بی اجازه باریدن.
درد داشتم ،چرا کسی نمیفهمید.
تنهایی بهم زورش چربیده بود.
با خودم لج کرده بودم.
ایزد که از خیره نگاه کردنم عاصی شده بود ضربه بعدی رو محکم تر کوبید و غرید:
-چشمات و بنداز پایین
اما من با لجبازی خیره موندم بهش،ایزد وحشیانه میزد و من دیگه برام مهم نبود فقط کاش روی دستم نمیزد.
وقتی از خیره نگاه کردنم حرصشگرفت به گلوم چنگ زد و تنم رو به دیوار پشت سرم کوبید:
-ماشین و بردم تعمیرگاه
۹۰۰ میلیون هزینه تعمیرشه
فقط ۴ روز وقت داری تا جورش کنی
چشمام چنان پر شده بود که صورتش رو تار میدیدم:
-من...منکه پولی ندارم...
-سرش رو جلو آورد و کنار گوشم زمزمه کرد:
-اونش دیگه به من ربطی نداره عسلم...
همون طوری که خرابش کردی،همون طوری هم درستش میکنی
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
Arown x SamiLoneHasrat (Remix)FreeMosic.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۴۱
لبخندی که زدم دست خودم نبود،چیزی که نوک زبونم بود رو بهش گفتم:
-تو واقعا یه دیوی
قلب و احساس نداری
-بهت که گفتم من همون دیوم ولی تو هیچ وقت دلبر من نمیشی
قطره های درشت اشک که از چشمام سرازیر شد نیشخندی به حال خرابم زد:
-دلم برات میسوزه
هیچ وقت فکر نمیکردی اون بله یه طناب دار میشه میفته دور گردنت
فکر میکردی با کله افتادی تو ظرف عسل
اینبار خم شد تا چشم تو چشم بشیم،نگاهش سمت لب هام کشیده شد .
یه لحظه، فقط برای یه لحظه کوتاه حس کردم
که میخواد لـ.ب هام رو ببـ.وسه اما خودش رو عقب کشید.
با حرص دندون روی هم سابید و گفت:
-فقط ۴ روز وقت داری ۹۰۰ میل جور کنی
-من...من حتی اگه کلیه مم بفروشم پولش جور نمیشه
ازم فاصله گرفت و با بی خیالی شونه ای بالا انداخت:
-باید بدونی وقتی شوهر داری و پسر بازی میکنی تاوان داره
-من پسر بازی نکردم...
من کورس نذاشتم...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۴۲
چرا نمیفهمی اصلا اهل اینکارا نیستم!!
الناز...
-ایزد جان...نمیای؟
حالم خوب نیست
ایزد بدون اینکه اجازه بده حرفم رو بزنم
کـ..مربندش رو دور کمـ..رش بست و از اتاق بیرون زد.
با دستی که از درد به زق زق افتاده بود همونجا آوار شدم .
حالا باید ۹۰۰ میلیون از کجا جور میکردم.
نگاهم با درموندگی توی اتاق چرخید
منکه هیچ چیز باارزشی نداشتم.
یه لحظه فکرم سمت اسی کشیده شد.
اگه بهش میگفتم بهم میداد.
خدا لعنتت کنه ایزد چقد عدابم میدی ولی بالاخره تو قلبم میکشمت و برای همیشه از این خراب شده میرم..👩🦯
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏