به شکل افتضاحی دارم سعی میکنم دور و بریام نفهمن که دارم از هم میپاشم و حقیقتا این فشارهای روانی داره استخونهای روحم رو خورد میکنه .
کافیه به یه آدم ِسو استفادگر
اجازه ندید ازت سواستفاده کنه.
همونجا نقابش میافته ، و ازت متنفر میشه.
چون دیگه نمیتونه کنترلت کنه.
درست وسط زندگی نشسته ام ؛ صبور ، غمگین ، امیدوار ، خسته و ادامه دهنده و ادامه دهنده .