eitaa logo
ستاره راه
3.6هزار دنبال‌کننده
29 عکس
108 ویدیو
1 فایل
▫️ زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست. ▫️ بازخوانی وصایا، خاطرات و روایات نابِ دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم 🎨 تولید پوسترهای گرافیکی، کلیپ‌های کوتاه و نوای ماندگار کانال ارتباطی: 🆔 @ENGLABYAMMAN .
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان مادر شهیدی که بعد از شهادت پسرش دیگر تا آخر عمر لب به ماهی نزد 👇 در کانال ستاره راه علت این کار مادر شهید را ببینید در مسیرِ «ستاره راه»، همراهِ ما باشید: 🆔 @Setare_Rah
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 مادر شهید محسن جاویدی بعد از شهادت پسرش، دیگر لب به ماهی نزد... 🐟🚫 🌊 ماجرا فقط یک شهادت ساده نبود؛ یک پیوندِ ابدی بود بینِ مادری و خروشان‌ترین رودِ جنگ... 🥀 وقتی خبر رسید که پیکر پسرش میان موج‌های اروند جا مانده و برنگشته، انگار بند دلش در همان آب‌ها پاره شد. 💔 از آن روز به بعد، دیدن ماهی سرِ سفره برایش عذاب بود؛ با خودش می‌گفت: «چطور لقمه‌ای از این ماهی بردارم، وقتی شاید این‌ها از گوشتِ تن و استخوانِ جگرگوشه‌ام در آب تغذیه کرده باشند؟!» 🥺 🕊 این داستان، نه فقط قصه یک مادر، بلکه روایتی از «عزتِ عزا» است؛ مادری که حتی از ساده‌ترین خوراکِ زندگی هم دست کشید تا حرمتِ پیکرِ پاکِ پسرش را نگه دارد. 🥀 🖤 ما در میانِ هیاهوی زندگی، فراموش کردیم چه کسانی برای آرامشِ امروزمان، تکه‌تکه شدند و چه مادرانی، حتی از خوردنی‌های معمولی هم گذشتند تا داغ‌شان کهنه نشود... 🌷 یادِ شهدایِ مفقودالاثرِ اروند گرامی باد. 🕊 ✨ در مسیرِ «ستاره راه»، همراهِ ما باشید: 🆔 @Setare_Rah
ساخت فیلم شهید محمدرضا تورجی زاده با صدای خودشان 👇
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«راز تفاوت رفتن‌ها از زبان فرمانده‌ای که زمان شهادتش رو می‌دونست…» ✨ در مسیرِ «ستاره راه»، همراهِ ما باشید: 🆔 @Setare_Rah
📌 داستان امشب: شهیدی که ۹ سال بعد از شهادتش برگشت، رفت بازار خرمشهر و بدهی‌های یک شهید مدافع حرم رو تسویه کرد! 👇
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدی که ۹ سال بعد از شهادتش برگشت، رفت بازار خرمشهر و بدهی‌های یک شهید مدافع حرم رو تسویه کرد! شرح کامل و با جزئیات در کانال ستاره راه @Setare_Rah ✨ در مسیرِ «ستاره راه»، همراهِ ما باشید: 🆔 @Setare_Rah
هدایت شده از ستاره راه
بسم ربّ الشُّهداء سلام و خیر مقدم به یکایک شما همراهانِ دل‌داده به مسیر نور و ایثار؛ به کانال «ستاره راه»خوش آمدید. قدم بر چشم ما گذاشتید... اما سلامی از سرِ ارادت و خضوع، خدمت خانواده‌های معزز شهدا؛ شما که داغِ لاله‌ها بر سینه‌تان، و نشانِ افتخار و صبوری بر پیشانی‌تان می‌درخشد. این خانه، پیش از هر کس، متعلق به شماست و ما تنها خادمانِ ثبت و نشرِ نامِ ستاره‌های جاویدانِ شماییم. حضور پربرکت‌تان چراغِ این مسیر است. ✨ «ستاره راه» — با این ستاره‌ها، راه را پیدا می‌کنیم. @Setare_Rah
ستاره راه
شهیدی که ۹ سال بعد از شهادتش برگشت، رفت بازار خرمشهر و بدهی‌های یک شهید مدافع حرم رو تسویه کرد! شرح
شهید سید منصور فرزند شهید «حسین حسینی» و برادر شهید «علی حسینی» و «زهرا حسینی» است. خانم سیده زهرا حسینی راوی کتاب «دا» است که امام شهید از این کتاب تعریف کردند.👇
ستاره راه
شهید سید منصور فرزند شهید «حسین حسینی» و برادر شهید «علی حسینی» و «زهرا حسینی» است. خانم سیده زهرا
متن بیانات امام شهید انقلاب درباره كتاب «دا»‌:‌ «كتاب «دا» كه حقاً و انصافاً كتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، ... این كتاب در گستره كشور هنوز شناخته نشده است؛ در حالی كه چند صد هزار تا حالا چاپ كردید. اگر «دا» شناخته شود، میلیون‌ها نسخه از این كتاب فروش خواهد رفت و میلیون ها نفر از محتوای این كتاب بهره خواهند برد... شما هزار كتاب «دا» می‌توانید تولید كنید. «دا» یك رگه ارزشمند است كه در معدن پیدا كردید، این راه را ادامه دهید.» ✨ در مسیرِ «ستاره راه»، همراهِ ما باشید: 🆔 @Setare_Rah
داستان امشب شهیدی که کر و لال بود اما با امام زمان علیه السلام در ارتباط بود و امام زمان علیه السلام زمان شهادت و مکان مزار او را از قبل بهش فرموده بودند
ستاره راه
داستان امشب شهیدی که کر و لال بود اما با امام زمان علیه السلام در ارتباط بود و امام زمان علیه السل
شهید کر و لالی که با امام زمان علیه السلام ارتباط داشتند ایشون شهید عبدالمطلب اکبری است! 🌷 این بنده خدا زمان جنگ مکانیک بود 🔧، در ضمن کر و لال هم بود 🔇، یه پسرعموش هم به نام غلامرضا اکبری شهید شده 🥀،‌ غلامرضا که شهید شد، عبدالمطلب اومد بغل دست قبر غلامرضا نشست 🪦، بعد هی با اون زبون کر و لالی خودش، با ما حرف می‌زد 🗣️✋، ما هم گفتیم: چی می‌گی بابا !؟ محلش نذاشتیم، هرچی سروصدا کرد هیچ کس محلش نذاشت 🚶‍♂️. دید، ما نمی‌فهمیم، بغل دست قبر این شهید با انگشتش یه دونه چارچوب قبر کشید ☝️، روش نوشت: شهید عبدالمطلب اکبری! ✨ بعد به ما نگاه کرد گفت: ‌نگاه کنید! 👀 خندید 🙂، ما هم خندیدیم‌ 😂، گفتیم شوخیش گرفته، دید همه ما داریم می‌خندیم، طفلک هیچی نگفت، سرش رو انداخت پایین 😔، یه نگاهی به سنگ قبر کرد با دست، پاکش کرد 🖐️، سرش رو پایین انداخت و آروم رفت 🚶‍♂️. فرداش هم رفت جبهه 🇮🇷🕊️. ۱۰ روز بعد جنازه‌اش رو آوردند! ⚰️ دقیقاً تو همین جایی که با انگشت کشیده بود خاکش کردند 🥀. وصیت‌نامه‌اش خیلی کوتاه بود، این جوری نوشته بود: 📜 «بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم 🌸، یک عمر هرچی گفتم به من می‌خندیدند 💔، یک عمر هرچی می‌خواستم به مردم محبت کنم، فکر کردند من آدم نیستم، مسخره‌ام کردند 😞، یک عمر هرچی جدی گفتم، شوخی گرفتند 😔، یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم، خیلی تنها بودم 🥺، یک عمر برای خودم می‌چرخیدم، یک عمر ... اما مردم! حالا که ما رفتیم بدونید، هر روز با آقام حرف می‌زدم 💚، و آقا بهم گفت: تو شهید می‌شی 🕊️✨. جای قبرم رو هم بهم نشون داد 🪦، این رو هم گفتم اما باور نکردید...» 💔🥀 @Setare_Rah