𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- من نقاشی میکشم ، تا از زندگی واقعی فرار کنم ،
من کتاب میخونم ، تا از زندگی واقعی فرار کنم ،
من آهنگ گوش میدم ، تا از زندگی واقعی فرار کنم ،
من آشپزی میکنم ، تا از زندگی واقعی فرار کنم ،
همه مون داریم از زندگی واقعی فرار میکنیم ):
- وصف چشمانت در این شعرم نمیگنجد چرا ؟
بیخیال شعر ؛ چشمانت مرا از هوش برد :)
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- یه خانومی اینجا بعد کلیییی خستگی ،
بلاخره رسیده به استراحتت . .💆🏻♀✨
زندگی چقد زیباستتت :))
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- آقااااا ،
من با این سیر نمیشمممم ،
یعنی چیییی . .😭😂
- منِ عزیز لطفاً دست از تقلا کردن برای هرچیز و هرکسی بردار ، چندبار دیگه باید بهت ثابت بشه که هیچ چیزی ارزش اینهمه تلاشو نداره ؟
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- منِ عزیز لطفاً دست از تقلا کردن برای هرچیز و هرکسی بردار ، چندبار دیگه باید بهت ثابت بشه که هیچ چی
- بعضی شبا نفس کشیدنت سنگین میشه ؛ انقدر سنگین که انگار چند هزار کیلو خستگی پشت هر نفس جا مونده .