eitaa logo
سِـــــــتْـمــٰاه🦋🎀🪞
6.1هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
204 ویدیو
0 فایل
اســمم ستــایشه🥲🤏🏻 ــ اینجا تیکه ای از قلبمه ؛ برای ثبت خاطرات قشنگ زندگیم🌿⛓️ بمون پیشم که پشیمون نمیشی🌱🩷♥️ تولد کانالمون ۱۴۰۴/۵/۱۳ تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/3167356071C65fa1a3d3c
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام دیــر هنگام خدمتتون ↑🎀🖇👀 از ستــایشی که دیشب از پادرد نخوابیـد 😂🐒 الآنم باید بره زبــان 👩‍🦯🤲😂
میتـــونم الــان ذوب شم ^^🦭🌝 قشنــگ قابلیت انتقــال گرما رو دارم ، اخــه چرا انقــدر دمای هوا رفتــه بالا مگــه چه خبــره انقدر خورشیــد اومده پیشوازمون😒😐🙆‍♀😂
تنهـــا نجــات دهنده توی این وضعــیت ↑🍃🍑🥤
ببیــنید فقط از توی دوربــینمون چی پیـدا کردم🤣🤲 مــال 8 سال پیــشه و من اون چادر گل گلیم🤌🏻😭🥲 فقــط الان اینطوریم که یا خــدا👀😂
سِـــــــتْـمــٰاه🦋🎀🪞
ببیــنید فقط از توی دوربــینمون چی پیـدا کردم🤣🤲 مــال 8 سال پیــشه و من اون چادر گل گلیم🤌🏻😭🥲 فقــط ا
عــزیز هاتونو طولانی نــگاه کنید . . . خــاک بگیـره پس نمیــده🙂🫀 یـادمه وقتـی توی همون سن هام بــودم ستاره میپـرسید ارزوت چیــه توی اوج کودکی میگفتم اول من بمیــرم بعد عمــو جونم، که زمون کرونا ، وقتی که این مریضی رو گرفت ، من عـادت داشتم هر هفته یا زنگ بزنم بهش یا ببینمش ، تقریبا چند هفته گذشتـه بود که ندیده بودمش ، و بابام کلا پیشش بود ، گفتــم بابا ، میـشه منو ببری پیش عمو ؟ گفـــت اونجا اخه بچه راه نمیدن 🙃 هیــچی دیگه گفت فردا میــرم که ببینمش تصویری زنگ میزنم : من فـردا ظهرش تو کوچـه داشتم بازی میــکردم که مامان از پنجره صدا زد ستایش بدو عمو زنگ زده. منم که انگار تمام دنیـا رو داده باشن بدو بدو اومدم بالا ، تصویری دیدمش . . . یک مــاه ک هیــچ ، ده ســال پیر تر شده بود ، ده سـال از عمر عمــوی من انگار کم شده بود . . . تا نگــاهش کردم تمام بدنم ریخــت ، به همــراه اشکــام ، اشکــامو دید . . . گفت گریه نکن ، با گــریه نمیدونم چرا ولی اولین کلمـه ای که گفتم این بود که: عمــو قول میدی بهــم برگردی خــونه؟ گفــت اره ،🙃 گفتم زود زود؟ گفــت زود زود برمیگــردم 🙂 فــرداش ، روز جمعــه ساعت 7 صبـح بابام قــرار بود منم با خودش ببره بیمارستــان ، بلند شد بره با عجله ، منی که خوابــم سنگینه همیشه ، سریع بلند شدم گفتم صبر کن منم میام ، بابام که میدونست چه خبــره نزاشت گفت فردا میبرم، و ساعت 12 ظهر ، روز جمعه، همه چی تموم شد . . . من ، عموم، بابام، قولی کــه دیشبــش داده بود . . .🙃🖤 با خــودم هزار بار تکرار میکردم ، مگه میشه عمو به تو قول بده اثر نکنه؟ مگه میشه ؟ مگه میشه؟ مگه . . . . و الان خودمو سرزنش میکــنم که چرا اون سوالــو ازش پرسیدم . . . 🥲🙃 اگه ممکنه یه صلوات براش بفرستید . . . .
منــی که تو پیــنترست دنبال ایــده گلدوزیم^^🦭🎀😂
روزتــون به زیــبایی آیــه های قــران بخــیر باشه↑🥲🪄🫀 چطــور مطورید؟👀👂
یه بنــده خدایی تولـدش نزدیــکه ، و مــن دنبال ایــده تو پیــنترستــم بتونم براش کادو گلــدوزی کنم🥲👀🎀 •