eitaa logo
نِمیدانم ‌.
140 دنبال‌کننده
10 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شیخ و من هردو طلبکار بهشتیم ولی ، من به تو و او به نماز خودش ایمان دارد .
او زخم‌هایم را بوسید و رنجم را باور کرد
و ای کاش روح بی‌جانم را میدید
چونین ناوی رگ وه رگی تنم نفوذو کردگه باوانکم؟ که حتی وقتیک یک قدمیچ دور ئگرم لیت ، طرح و نقشی دمچاوی تیته بر چاوم
Her gije seni ýatlaýaryn, emma daň atsa-da ýüregimdäki boşluk dolmaýar .
چاقو را در تنم فرو کردی و عیبی نداشت ، نازنینم دیگر چرا چاقو را هزار بار در تنم چرخاندی؟
Ýüregimdäki ýaralar görünmeýär, ýöne her gün meni ýuwaş-ýuwaşdan ýadadýar .
منطق و فلسفه و جامعه و جان و بلا همه‌ در قامتِ چشمان ِتو لُکنت دارند .
-
دیگر حضورش برایم ارزش نداشت ، وقتی یادم می آمد که من داشتم میسوختم و او جوری رفتار میکرد که انگار غریبه و گناهکاری بیش نیستم .