eitaa logo
دانلود
چه طور شد که ندیدمت؟ چرا دست های سرنوشت تو را بی رحمانه از من جدا کرد؟ از آغوشت تنها یک تصویر برایم به یادگار گذاشته ای. تصویری که باعث میشود با حسرت به دخترکانِ در آغوشت چشم بدوزم. نمیدانی چه آرزو ها کردم که تنها یک بار از نزدیک،خارج از مانیتورِ این فلزِ لعنتی،جایی که عطرت آزادانه میچرخد،جایی که میتوانم طنینِ صدایت را به خوبی حس کنم،تماشایت کنم،و چشم ها را بر آن قامتِ رشیدت موقع دست تکان دادن با مردمِ مشتاق زوم کنم. آرزو بر دل ماندم،یکبار هم نتوانستم آن عطر را بچشم و خوب به یاد بسپارم. من ماندم و یک دنیا حسرت و آرزو که حالا غمش را بر دوش میکشم. آقای عزیزِ من.
و حالا من در نزدیک ترین حالت خودم به بیت بودمو اینبار اثری از شما نبود اما حس کردم،با عمق وجودم.
:))))
«پس از اشک زیبا تر میشوم،چرا باور نمیکنی؟»
میشود دعا کنم و تو یک «آمین» از عمق وجودت بگویی؟
خوش به حالِ خاک.