<<شَغَف''
حافظ خوندنت برای همیشه تو ذهنم ثبت شد:))
و آنهایی که نگاهشان،مارا خوب میبیند(:
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونقدر به حرم نزدیکی که هرروز صبح صدای نقاره هاش میپیچه توی اتاقت((((((((:
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که پنج شنبه ها وقت میزارم و نامه مینویسم✨
«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»
در جستجوی آنچه برایم مقدر نکردهای، خستهام مکن.
در خاطره، چیزی جز انگیزه نباید حضور داشته باشد. خاطراتی که بگریانند، بسوزانند، بشکنند، به درد بیاورند؛ اما برنینگیزانند، خاطره نیستند، زهرند؛ زهرِ قتّاله؛ خاطراتی که سرد کنند، خسته کنند، کسل کنند، ناامید کنند و به پوچی و بیحالی بکشانند، خاطره نیستند، بیماریاند: جنون.
- آتش بدون دود _ نادر ابراهیمی
فکر میکنم و میبینم گذشته و بالا و پایین ها همه در ساختن شخصیت امروزم موثر بودن،منم تصمیم گرفتم از همون جایی که مسیرم شروع شد و بنویسم،از اتفاقات،گذشتن از مسیرهای مختلف، آدم هایی ک توی زندگیم نقش داشتن و همه چیز
تا یادم بمونه از کجا حرکت کردم و قراره به کجاها برم.
کل مسیر و مینویسم تا برای خودم و آیندم بمونه چی گذشت بهم(((:
قصه ی پروانه به جاهای قشنگ تری رسیده بود.
فضای کتابفروشی روح گرفته بود
چیدمان ها کم کم داشت تغییر میکرد
بوی شیشه پاک میومد
ظهر ها بوی قرمه سبزی گرم شده میپیچید و صدای قاشق چنگال و گقت و گوی های مسخره و خنده دار موقع ناهار فضای کتابفروشی و گرم تر کرده بود
آشپز خونه پشت سرم بود که اون روز...
#داستان