eitaa logo
<<شَغَف''
501 دنبال‌کننده
89 عکس
47 ویدیو
0 فایل
شَغَف؛ مرحله‌ای‌ ازعشق‌ که‌ لایه‌ی‌ درونی‌ قلب‌را‌ می‌شکافدو وارد وجود ادمی می‌شود♡●○ ••[قدشَغَفَهاحُبًّا]•• <~<سوره‌یوسف‌/۳۰>~> از رنگ وبوی زندگیم میگم((: کانال دیگم👇 @Hamoonx
مشاهده در ایتا
دانلود
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونقدر به حرم نزدیکی که هرروز صبح صدای نقاره هاش میپیچه توی اتاقت((((((((:
ماه و خورشید منی دورت میگردم✨
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که پنج شنبه ها وقت میزارم و نامه مینویسم✨
«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»‌ در جستجوی آن‌چه برایم مقدر نکرده‌ای، خسته‌ام مکن.
همه چیز و واسه پاییز مهیا میکنم!
در خاطره، چیزی جز انگیزه نباید حضور داشته باشد. خاطراتی که بگریانند، بسوزانند، بشکنند، به درد بیاورند؛ اما برنینگیزانند، خاطره نیستند، زهرند؛ زهرِ قتّاله؛ خاطراتی که سرد کنند، خسته کنند، کسل کنند، ناامید کنند و به پوچی و بی‌حالی بکشانند، خاطره نیستند، بیماری‌اند: جنون. - آتش بدون دود _ نادر ابراهیمی
فکر میکنم و میبینم گذشته و بالا و پایین ها همه در ساختن شخصیت امروزم موثر بودن،منم تصمیم گرفتم از همون جایی که مسیرم شروع شد و بنویسم،از اتفاقات،گذشتن از مسیرهای مختلف، آدم هایی ک توی زندگیم نقش داشتن و همه چیز تا یادم بمونه از کجا حرکت کردم و قراره به کجاها برم. کل مسیر و مینویسم تا برای خودم و آیندم بمونه چی گذشت بهم(((:
یه تیکه خیلی کوچیک از اوایل داستان🥲👇🏼
قصه ی پروانه به جاهای قشنگ تری رسیده بود. فضای کتابفروشی روح گرفته بود چیدمان ها کم کم داشت تغییر میکرد بوی شیشه پاک میومد ظهر ها بوی قرمه سبزی گرم شده میپیچید و صدای قاشق چنگال و گقت و گوی های مسخره و خنده دار موقع ناهار فضای کتابفروشی و گرم تر کرده بود آشپز خونه پشت سرم بود که اون روز...
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و در نهایت در آغوش حسین آرام میگیریم((: