1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که پنج شنبه ها وقت میزارم و نامه مینویسم✨
«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»
در جستجوی آنچه برایم مقدر نکردهای، خستهام مکن.
در خاطره، چیزی جز انگیزه نباید حضور داشته باشد. خاطراتی که بگریانند، بسوزانند، بشکنند، به درد بیاورند؛ اما برنینگیزانند، خاطره نیستند، زهرند؛ زهرِ قتّاله؛ خاطراتی که سرد کنند، خسته کنند، کسل کنند، ناامید کنند و به پوچی و بیحالی بکشانند، خاطره نیستند، بیماریاند: جنون.
- آتش بدون دود _ نادر ابراهیمی
فکر میکنم و میبینم گذشته و بالا و پایین ها همه در ساختن شخصیت امروزم موثر بودن،منم تصمیم گرفتم از همون جایی که مسیرم شروع شد و بنویسم،از اتفاقات،گذشتن از مسیرهای مختلف، آدم هایی ک توی زندگیم نقش داشتن و همه چیز
تا یادم بمونه از کجا حرکت کردم و قراره به کجاها برم.
کل مسیر و مینویسم تا برای خودم و آیندم بمونه چی گذشت بهم(((:
قصه ی پروانه به جاهای قشنگ تری رسیده بود.
فضای کتابفروشی روح گرفته بود
چیدمان ها کم کم داشت تغییر میکرد
بوی شیشه پاک میومد
ظهر ها بوی قرمه سبزی گرم شده میپیچید و صدای قاشق چنگال و گقت و گوی های مسخره و خنده دار موقع ناهار فضای کتابفروشی و گرم تر کرده بود
آشپز خونه پشت سرم بود که اون روز...
#داستان
هنوز هم میتوانم با سبکِ شنیدن موسیقی آدم ها پی به تجربیاتشان ببرم!!
مثلا امکان ندارد کسی چیزی را عمیق تجربه نکرده باشد و دل به موسیقی شجریان بسته باشد.
کسی که آرام میخواند طوری که شاید شنونده ای که عمق را حس نمیکند حوصله اش سر برود،یا مفهوم چیدمان کلمات را احساس نکند.
او طوری میخواند که باید تک تک حروف را با تمام حنجره اش لمس کند و بعد با فراز و نشیب هایی که خودش میداند به عمقِ کلمه ای غم بدهد یا به کلمه ای دیگر تحریر بزند چون آن کلمه جای تامل بیشتری خواهد داشت.
و چرا این چنین خواننده ای؟
او شعر را فهمیده، و با تمام جانش آن را لمس کرده
نَفَسش با روحِ آن کلمات انس گرفته و حالا میداند چطور مفهوم اصلی رابا لحن و صدایش به مخاطب انتقال بدهد.
این اصل در همه چیز برای من صدق میکند.
کسی که حافظ میفهمد یا خیام را
یا سعدی او را به جنون میکشد.
کسی که کافیست تنها جمله ای از ادبیات اورا تا ساعتها به فکر ببرد
کسی که تنها حرفی از قران او را به تمام کائنات هستی بالا میبرد.
این چنین انسان هایی برایم نادرند.
آنها یا دل به چیزی نمیسپارند یا اگر وارد وادی شدند تا پای جان می ایستند،آنها قادرند به هرچیز معنا ببخشند
انسان ها از آنها نور میگیرند و پناه میبرند به فکر و درکشان.
میدانم اینها حرفهایی نیست که بشود حکمی کلی صادر کرد.
اما میتوانم بگویم برای من اینها منشاء همنشینی و درک و لذت است.(:
#نامههایپنجشنبه