eitaa logo
🌷شهادت🕊
7.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
3.1هزار ویدیو
2 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135 ارسال نظرات پیشنهادت
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 🌷هشت سال ایستادند و به دنیا ثابت شد شعار نبود آنکه می‌گفتند: "یک قدم عقب نخواهیم نشست" ماهم امروز پای آرمان‌های رهبر شهید و شهدایمان تا آخر خواهیم ایستاد ... @Shahdat313
🕊 🌷 شهید علی اصغر قلعه ای شانزده ساله بود و از یک خانواده روحانی. اطلاعات مذهبی فراوانی داشت. بچه هااو را عارف کوچولو صدا میکردند. در خط سوم، جایی که قبضه های خمپاره مستقر بودند. قرار داشتیم. میخواستم با او خداحافظی کنم. هر چه دنبالش گشتم نبود، عاقبت کنار رودخانه پیدایش کردم. نشسته بود با خودش زمزمهای داشت و آهسته گریه میکرد. به شوخی گفتم: چیه؟ خلوت کردی، التماس دعا. گفت: «روضه علی اصغر میخوانم» پرسیدم: «چرا علی اصغر گفت: من هم مثل علی اصغر به شهادت خواهم رسید. بعد اضافه کرد: اگر قول بدهی به کسی نگویی برایت تعریف خواهم کرد. گفتم: قول میدهم، ولی تو را که به خط نمیبرن، چطور شهید میشوی؟ گفت همینجا، کنار قبضه های خمپاره، سه روز دیگه، من به همراه برادران توکلی و عزیزی به کمک قبضه های خمپاره میرویم یک ناشناس با ماست. ناگهان گلولهای از آسمان میآید، من گلوله را میبینم. عزیزی و توکلی از ما جدا میشوند و گلوله کنار ما به زمین میخورد، ترکش بزرگی گلوی مرا میبرد، من و آن ناشناس شهید میشویم. و دقیقاً همان شد که گفته بود.   شهیدعلی اصغرقلعه ای @Shahdat313
🕊 🌷خاطراتی از جنس معرفت؛ مسعود از نگاهِ هم‌خدمتی و رفیقِ دیرینه‌اش، وحید وطن‌خواه این روایتِ کوتاه، دلنوشته‌ی آقای «وحید وطن‌خواه» است؛ رفیقِ ۱۵ ساله‌ی همسرم، شهید مسعود، که دوران خدمت سربازی را در پلیس‌راه بندرعباس–سیرجان با هم سپری کردند. آقا وحید می‌گوید: «سال ۱۳۹۱ بود که خدمت مسعود جان در پلیس‌راه بندرعباس–سیرجان رسید. کاکا مسعودم در قسمت ثبت و آمار پلیس‌راه بود و کارهای اداری را انجام می‌داد. با اینکه موقعیتش گاهی می‌توانست زمینه‌سازِ پیشنهادهای مالی باشد، اما مسعود پاک‌دست و پایبندِ اصول بود. هدفش فقط خدمت بود و این را همه می‌دانستند؛ او سربازی بود که شرافت را با هیچ چیزی عوض نمی‌کرد. پسری بسیار مؤدب، درست‌کار و دلسوز بود؛ می‌توانم قسم بخورم که خطایی از او سر نزد. در اوجِ سختی‌های خدمت، همیشه روحیه‌ی خوبی داشت و به دیگران روحیه می‌داد. همه واقعاً از مرامش تعریف می‌کردند و با معرفت بود. او تنها رفیق واقعی من شد؛ حتی بعد از خدمت هم، مدت ۱۵ سال افتخار رفاقت با او را داشتم و در تمام این سال‌ها در رفاقت چیزی کم نگذاشت. همیشه مثل کوه پشتم بود و مرا "کاکاجان" صدا می‌زد، صدایی که پر از محبت بود... دلم واقعاً برایش تنگ شده. یادش گرامی و راهش پررهرو باد. شهیدمسعودبهمن‌نژاد @Shahdat313
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷قلب که پاک شد، قلب که آرام گرفت، قلب که ساکت شد ... خدای متعال در اون جای میگیره شهیداحمدکاظمی @Shahdat313
حسین ستوده4_5771894025246219837.mp3
زمان: حجم: 5.1M
🕊 🚩 اگه قرار سرم به سنگ بخوره سنگ کربلا.... @Shahdat313
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩عجب دُر گرانبهایی را از دست دادیم. @Shahdat313
🕊 🌷 یاد رزمندگان بخیر که دنبال پست و مقام نبودند... @Shahdat313
🕊 🌷ما قدر آقاسیدعلی را نمیدانیم در کشورهای عراق و سوریه بدون وضو به تصویر آقا دست نمیزنن شادی روحش فاتحه و صلوات شهید محمودرضا بیضائی @Shahdat313
🕊 🌷تازه دامادی که با لب تشنه به شهادت رسید محمد قاسمی هماپور تازه‌دامادی که چند ماهی بیشتر از ازدواجش نگذشته بود و در یگان ویژه انتظامی استان قم خدمت می‌کرد. در ۱۸ دی ۱۴۰۴ او و همرزمانش برای حفظ امنیت مردم به سمت میدان نبوت قم حرکت کردند تا جمعیت آشوبگر را متفرق کنند اما در محاصره اغتشاشگران ماندند و مشت‌ها، لگدها و سپس برق سرد چاقوها بر جانشان نشست. اوباش، بدن نیمه‌جان محمد را به سمت کوچه‌ای کشاندند، گویا تصمیم داشتند سرش را جدا کنند که رفقای محمد به هر زحمتی بود، خود را رساندند و مانع ادامه جنایت شدند و پیکر خونین محمد را داخل آمبولانس گذاشتند. خون زیادی از محمد رفته بود اما هوشیار بود و تقاضای آب داشت و می‌گفت تشنه‌ام، اما متأسفانه آنجا آبی نبود که به او بدهند... و محمد با لبانی تشنه، همانند اربابش حسین(ع) آسمانی شد... صلوات به نیابت از او هدیه می دهیم به مادرمان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها الّلهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجَهم شهیدمحمدقاسمی هماپور @Shahdat313
🕊 🌷شهیدے که داعشیان زنده زنده او را قطعه قطعه کردند طالبی اقدم تاریخ تولد: ۱۳۶۶ تاریخ شهادت: ۱ / ۸ / ۱۳۹۴ محل تولد: کشکسرای،مرند،آذربایجان محل شهادت: سوریه *همسر شهید← با رفتنش به سوریه مخالف بودیم یک روز جنایات داعش را در لب‌تابش به ما نشان دادبارها می‌گفت که اگر مدافعان حرم نباشند، این جنگ و کشتارها به داخل کشورمان می‌کشدو من نمی‌توانم یک لحظه وحشت و ترس را در چهره هموطنانم ببینم،پس از من نخواه که به خاطر تو و دخترم حنانه از وظیفه ام بگذرم.»می‌گفت که کاری نکنم که هر دو در قیامت شرمنده حضرت زینب(س) باشیم بعد از رضایت من ، مادر و پدرش ، لحظه وداع وقتی دید حنانه دختر یک و نیم ماهه اش گریه می‌کند، حتی پشت سرش را هم نگاه نکرد،بعدها در سوریه گفته بود وقتی صدای گریه حنانه را شنیدم یک لحظه می‌خواستم برگردم اما اگر برمی‌گشتم شاید نظرم عوض می‌شد،» راوی← می‌توان گفت : شهید حججیِ آذربایجان، شهید روح الله طالبی اقدم هست، زیرا داعشیان بعد از مجروحیتش او را زنده زنده قطعه قطعه کردند،بدنش و سرش را همانند ابا عبدالله جدا کردند، سرش را در جایی دفن و دست‌هايش جای ديگری. آقا روح الله ذكر «يا كاشِفَ الْكَرْبِ عَن وَجهِ الْحُسَينِ اِكْشِف كَربى بِحَقِ اَخيكَ الْحُسَيْنِ» را تا لحظه شهادت زمزمه می‌كرد، آرزويش اين بود مثل حضرت‌ ابوالفضل (ع) شهيد شود و به آرزویش هم رسید. او را مظلومانه در روز تاسوعای حسینی به شهادت رساندند، بعد از دو ماه پیکرش تفحص شد و از آن قامت بلند فقط چند تکه از بدنش به وطن آمد* شهیدروح‌الله طالبی اقدم @Shahdat313
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷تا قیامت شرمندابم ای شهدای راه وطن زیارتنامه‌شهــــــداء          بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰن الرَّحیم 🚩 اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهُ 🚩 اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَهُ 🚩 اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ 🚩 اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ 🚩 اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ 🚩 اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ 🚩 اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِےّ الوَلِےّ النّاصِحِ 🚩 اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے عَبدِ اللهِ، بِاَبے اَنتُم وَ اُمّے طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنے کُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم کاش‌می‌شـدهمچوشهداخاکی‌باشیم شهدا نگاهی..... @Shahdat313