eitaa logo
🌷شهادت🕊
7.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
3.1هزار ویدیو
2 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135 ارسال نظرات پیشنهادت
مشاهده در ایتا
دانلود
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷میناب الان خاکسپاری اجزا باقی‌مانده پیکرهای شهدا.. @Shahdat313
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷لحظه تلخ و جانسوز وداع با شهدای تازه شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب @Shahdat313
36.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩۷ دقیقه از بچه های پرپر شده میناب قبرهای تازه برای تیکه های پیدا شده جدید از بدن مطهر کودکان بی گناه... @Shahdat313
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩 افشای جزئیات جنایت میناب توسط اسکای‌نیوز @Shahdat313
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩 آخرین بوسه پدر بر تکه‌های بی جان پسرش @Shahdat313
🌷شهید کریمداد ماهیگیر در 15تیر 1344 در میناب متولد شد. هنوز کودکی او تمام نشده بود که پدرش را از دست داد و در حدود 15 سالگی مادرش فوت کرد. یکی از دوستانش میگفت در حین خدمت سربازی مادرش از دنیا رفت و وقتی که با او می‌گفتند مرخصی برو، می‌گفت من کسی را ندارم کسی مرخصی می‌رود که کسی را داشته باشد شهید ماهیگیر در عرصه تئاتر فعالیت داشت و در 19 سالگی به عنوان پاسدار راهی جبهه قصر شیرین شد و سرانجام بر اثر اصابت ترکش به سر و پاس راستش به شهادت رسید. وی در وصیتنامه اش نوشته که من کسی را ندارم و بدنم را در دفتر امام جمعه دفن کنید و زیر پاهایم یخ ببندید که یخ ها آب شود و برایم گریه کنند. شهیدکریمدادماهیگیر @Shahdat313
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷 تصاویر ۴۲شهید تونل موشکی هوا فضای سپاه که معروف شدند به شهدای نفس @Shahdat313
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷 دلتنگی کودک مشهدی برای امام شهید @Shahdat313
🕊 🌷اگر تمام بدنمان را قطعه قطعه کنند و زیر تانک ها از بین ببرند،ما قطعه قطعهٔ بدنمان میگوید: "مرگ بر آمریکا" شهید علی چیت سازیان @Shahdat313
🕊 🌷شھادت یعنی: نمیر حیف است بمان، بسـاز، ساخته شـو! و در کلام آخر برای خدا، شـھــید شو... @Shahdat313
🕊 🌷خاطره ای از شهید شیرزاد امیری یک شب که فردای آن می خواست به جبهه برود با شهید و برادرم نشسته بودیم کاغذی در دستش بود، کاغذ را لوله کرد به جای میکروفن و جلوی دهانم گرفت از من پرسید: مادر برای جبهه چه کار کردی؟ انگشتری در دست داشتم در ادامه گفت: مادر انگشترت را بده تا ببرم برای جبهه من هم گفتم: برای جبهه نان پختم ✍ راوی:مادر شهید شهیدشیرزادامیری @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا