eitaa logo
🌷شهادت🕊
5.8هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
3.2هزار ویدیو
3 فایل
ارسال و کپی مطالب فقط با لینک مجاز است با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135 ارسال نظرات پیشنهادت
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 🌷وقتی دلشون تنگ می‌شد برای مادر ؛ پدر ؛ عشق‌شون و... نامه می‌نوشتند ؛ بعضی نامه‌ها قبل از اینکه برسه به دست گیرنده‌ش؛ دیگه خبری از نویسنده نبود @shahdat313
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷همسایه حاج قاسم شب تولدش خونه نورانی شد... شهیدمحمدحسین یوسف الهی @Shahdat313
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷 یادی کنیم از سید علی موسوی معروف به "سید بلبلی" رزمنده غواص اصفهانی دفاع مقدس که سوت بلبلی هایش غواصهای یک عملیات را از گم شدن نجات داد شهیدسیدعلی موسوی @shahdat313
🕊 🌷ماجرای حضور غواص ۶۸ ساله در عملیات «والفجر هشت» نزدیک عملیات والفجر هشت حاج‌احمد امینی از فرماندهان گردان‌های لشکر۴۱ ثارالله، پرسنل را در شهرک نورد پشت سنگر واحد تخریب جمع کرد... بعد گفت: «منطقه عملیاتی حساس و سخت است. من مجبورم افرادی را همراه خود ببرم که صددرصد به آنها اطمینان دارم، افرادی را که از صف خارج می‌کنم می‌‌توانند به گردان‌های دیگر بروند و با قایق به عملیات بیایند» یکی از این افراد قباد، پیرمرد ۶۸ ساله‌ای بود که به حاج احمد عشق می‌ورزید. پیرمرد با ناراحتی بلند شد و در گوشه‌ای ایستاد. وقتی کار حاج احمد تمام شد، ناگهان گریه‌کنان رو به حاجی گفت: «حاج احمد! من تمام سختی‌ها را تحمل کردم، زن و بچه‌‌ را در بدترین شرایط رها کردم و آمدم. با وجود سن و سال زیاد شنا یاد گرفتم! برای شب عملیات غواصی آموختم! حالا انصاف نیست شما دست مرا می‌گیری و از گردان کنار می‌گذاری» حاج احمد دست پیرمرد را گرفت. صورت او را بوسید و درحالی‌که عذرخواهی می‌کرد گفت: «من اشتباه کردم، شما بنشینید سرجایتان، قطعاً شما به اندازه‌ی تمام این گردان توانایی دارید» قباد در این عملیات به شهادت رسید... شهیدقبادشمس‌الدینی @shahdat313
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷شهدا چراغ شدند تا ما خاموش نباشیم... @shahdat313
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷«بعد شهادت آقا محمد محسن خیلی دلم گرفته بود که چطور شهید شدن اون لحظه چی بهشون‌دست دادچون گفته بودن نفس کم آوردن و شدن..! خیلی بی تاب بودم براشون، تا اینکه وقتی خبر رو شنیدم تا چند شـــب نخـوابـیدم..بهش گـفتم عزیــزم تروخدا بهم بگو کجایی الان..؟تااینکه بعد تدفین ؛ همسرم اومد تو خوابم و گفت : زهرا جان نگران من نباش من جایــی هسـتم که انقدر خوبـه تو حـتی تصورهم نمیتونی کنی من کجا هستم مـن هـستم ، مـن مـیام،مـن وطــبق گفته خودشـون الان پـنج ماه از شهادتـشون میگذره باور ندارم نیست‌در تک تک لحظات زندگی کنار منه درست مثل قبل:)واقعا شهدا عند ربهم یرزقون هستن..!» راوی همسرشهید‌: محمد‌محسن‌محمدی @shahdat313
🕊 🌷مادر بهش گفت: ابراهیم، سرما اذیتت نمیکنه؟ گفت: نه مادر، هوا خیلی سرد نیست، هوا خیلی سرد بود، ولی نمی‌خواست ما را توی خرج بیندازد دلم نیامد؛ همان روز رفتم و یک کلاه برایش خریدم، صبح فردا، کلاه را سرش کشید و رفت، ظهر که برگشت، بدون کلاه بود! گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگه بگم، دعوام نمیکنی؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چیکارش کردی؟ گفت: یکی از بچه‌های مدرسه‌مون با دمپایی میاد، امروز سرما خورده بود، دیدم کلاه برای اون واجب‌‌تره شهیدابراهیم امیرعباسی @shahdat313
🕊 🌷سربند یازَهـراست حرز هشت سال ما وقتی مجهز بود دشمن تا بُنِ دندان هر جا و هر سنگر که میدان جهادی بود از بچه‌های فاطمه خالی نشد میدان @shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 ☀️حال من بی تو خراب است، کجایی آقا؟ نقش من بی تو برآب است، کجایی آقا؟ عمر بیهوده‌ی من بی تو، چه ارزد تو بگو؟ زندگی بی تو سراب است کجایی آقا؟ ☀️اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین @Shahdat313