🕊
🌷امروز درمحضر #شهیدبزرگوار
شهیدسیدمهدی یحیوی هستیم
نسبت به ارادتی که به #شهدا داریم دست #توسل بزنیم و #شهید عزیزرا مهمان حمد و شاخه های گل محمدی صلوات کنیم
التماس دعا
@Shahdat313
🕊
🌷شهیدی که حاجت میدهد
شهیدسیدمهدی یحیوی
قطعهای از بهشت
بعضی نقاط روی زمین هست که علی رغم ناسپاسی و گنه کاری بندگان غافل خدا، به واسطه حضور بنده های آبرومند قطعهای از بهشت خداست روی زمین
در کشور عزیز ما ایران ، از این مناطق بسیار زیاد است، جاههایی از این کشور پهناور که دل جویندگان را به سمت خود می کشد و مثل عبادتگاه پاک، کلی زائر دارد حتی زائرانی دارد که از صاحب خانه التماس دعا دارند و برای حاجت هاشان نذر می کنند
یکی از این بهشت های روی زمین گلزار شهدای امام زاده محمد کرج میباشد، گلزار شهدایی که کلی شهید گمنام و سردارهای بزرگ جنگ در آن جا آرام گرفته و به این قطعه از زمین آبرو دادند
یکی از آن ها « شهید سید مهدی یحیوی » است.
مدرسهای در منطقه حصارک میباشد که معلم دینی آن بچههای کلاس را برای خواندن زیارت عاشورا و از این قبیل برنامهها به امام زاده محمد می آورد.
از قضا یک روز که رفتم سر مزار سید مهدی ، این خانم معلم را آن جا دیدم، ایشان قسم یاد می کرد که من این آقا ( شهید یحیوی ) را اصلاً نمیشناختم، یک شب در خواب دیدم قبرشان باز است و صورت ایشان کاملا خیس شده به طوری که آب از محاسنش می چکید و گوشه قبرشان نوشته بود : « قطعه ای از بهشت » نام ایشان را هم به صورت ندایی شنیدم که این شهید سید مهدی یحیوی می باشند هراسان از خواب بیدار شده و با خود گفتم فردا حتماً باید این قبر را پیدا کنم، فردای آن روز به تنهایی بدون این که بچهها را ببرم به امام زاده محمد رفتم. همان طور که جلو می رفتم و سنگ مزارها را می خواندم، مزار شهید را پیدا کرده و زیارت عاشورا خواندم و به این شهید توسل پیدا نمودم.
من در خانه مریضی داشتم، به خودم گفتم : این کار خدا بود که مرا به این جا کشاند. شهدا زنده اند و پیش خدای خود روزی می گیرند این شهید محال است شفای مریضم را ندهد، همان جا توسلی پیدا کرده و شفای مریضم را خواستم... به طرز عجیبی مریض من شِفا گرفت از آن موقع به بعد، شهید به خوابم می آید.
یادم می آید یک روز سه شنبه که بچه ها را برده بودم امام زاده ، گویا بچه ها شیر آب را باز گذاشته بودند . شب این شهید بزرگوار به خواب من آمد و گفت : « بروید امام زاده و شیر آب را ببندید ، بچه ها شیر آب را باز گذاشته اند !»
صبح به امام زاده رفتم و با مشاهده شیر باز آب ، آن را بستم. بارها شهید یحیوی به خوابم آمده و مرا در ارتباط با حجاب و ایمان شاگردانم راهنمایی می کند ...
اما خانواده اش نقل می کنند : « نوروز سال ۷۹ جمعی از برادران سپاه که از دوستان و هم رزمان سید مهدی بودند به منزل ما آمدند، یکی از آن ها گفت : من خاطرهای از سید مهدی دارم که تا به حال هیچ جا آن را بیان نکردهام، چون خود ایشان راضی نبودند در موقع حیا تشان گفته شود، اما حالا می توانم آن را بیان کنم: ما پنج نفر بودیم و روی تپه ای که پایین آن دره مانند بود مستقر بودیم، آقا سید مهدی هم آن جا در کنار ما بود.
یک روز دیدم حالش طور دیگری شد و از تپه سرازیر گردید. به او گفتیم ، سید مهدی کجا ؟ این جا در معرض تیر مستقیم دشمن است گفت اشکالی ندارد، من الان می آیم؛ ده دقیقه ای طول کشید، بعد که آمد بالا متوجه چشمانش شدیم، دیدیم زیاد گریه کرده و رنگش پریده ، چیزی در دستش بود، پرسیدیم چی شد ، کجا رفتی حرفی نمی زد اما چیزی را که در دستش بود به من داد و گفت : آخرش را بخوان ببین چیست؛ وقتی گرفتم دیدم قرآن است، آخرش را باز کردم دیدم نوشته : از شما پنج نفر چهار نفر شهید می شوید و آن یک نفر که باقی می ماند باید رسالت شهدای دیگر را به دوش بگیرد و پیامشان را برساند.
امضاء
این قرآن همیشه در سپاه روی میز کار او بود، منطقه هم که می رفت آن را با خود می برد. ایشان که شهید شد به فکر این قرآن افتادم به سپاه رفتم و هر چه اتاق ایشان را گشتم از قرآن اثری پیدا نکردم ! حتی در خانه و ... هیچ اثری از قرآن نبود!
سید مهدی یحیوی در سال ۱۳۴۱ در خانواده ای مذهبی پا به عرصه گیتی نهاد ، در دوران انقلاب فعالیت زیادی نمود، از پخش اعلامیه تا ... با شروع جنگ به جبهه های حق علیه باطل شتافت بارها گفته بود که در خواب ائمه اطهار را دیده و به اوگفتهاند به جبهه ها بیا تا ما را زیارت کنی.
او جزو اولین گروه بود که عازم لبنان شد در اسفند سال ۱۳۶۱ مجدداً عازم جبهه شد.
او قبل از حرکت وعده وصال و دیدار یار را گرفته بود و قبل از رفتنش وصیت نامه را نوشت و به روی نوار پیاده کرد به یکی از دوستانش گفته بود چگونه و کجا شهید می شود و سرانجام در عملیات والفجر۱ همان گونه که وعده داده بود به یاران شهیدان پیوست
شهیدسیدمهدی یحیوی
@Shahdat313
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🚩به توصیه رهبر شهیدمان؛
هر روزتان را با نوزده تا «بسمالله» شروع کنید
رهبر #شهید، هر روز یک کاری را به نیت حضرت امام زمان(عج) انجام میدادند و ثواب آن را تقدیم ایشان میکردند.
روایت داماد شهید رهبر شهید انقلاب از اهتمام روزانه ایشان برای تقدیم کاری به ساحت مقدس امام زمان(عج)
@Shahdat313
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷"نجوای دخترانه" فرزند شهید مدافع حرم حسین #تابسته
نماهنگ « در آغوش پدر »
بیاد شهیدمدافع حرم حسین تابسته
شهدا، مرگ را به سخره گرفته اند، تا ما به حقارت دنیا بخندیم. شهدا، حیثیت خون را فریاد زدند، تا ما گوشت و پوستمان را از جرعه عطش و شور بپرورانیم. شهدا، همه تعلقات را از خود بریدند و خود را مسافر آسمان کردند، تا گذرگاه بودن دنیا را اثبات کرده باشند و راز آزادی را بریدن از خویش ثبت نموده باشند. پس سلام بر شهدا و بر فرهنگ همیشه روشنشان. بر ما باد مرور خویش در بایدهای آنان و محک زدن خود در این غفلت گاه نسیان زا
سلام بر شهادت که بزرگ ترین نتیجه حرکت است
اگر اشکی جاری شد ؛ التماس دعا :)
شهیدحسین تابسته
@Shahdat313
🕊
🌷میخواهم مثل تو باشم...
وقتے ڪہ جوانان این زمانہ خودشون رو شبیہ بہ شهدا میڪنند..
شهدانگاهی
@shahdat313
🕊
🌷محمد..!
زندگی ڪُن براے مهدیﷻ
درس بخوان براے مهدیﷻ
ورزش ڪُن براے مهدیﷻ
محمد..!
من تُو رو از خدا براے خودم نخواستم تُو رو از خدا خواستم براے مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
شهیدحمید رضااسداللهی
@Shahdat313
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷ما شانه خالی کردیم، اما ...
شهدا هنوز پلاک گردنشان هست ...!!
#شهداشرمنده
@Shahdat313
🕊
🌷#شهیدسیدمحسن صابری
۳۸ ساله.نخبه هوا و فضای سپاه.
شهید جنگ ۱۲ روزه
محسن اصلاً بلد نبود بدون من و عمارِ کوچیکمون جایی بهش خوش بگذره. حتی اگه قبل از ما میرسید خونه، همونجا تو ماشین انقدر میموند تا با هم کلید بندازیم و بریم تو. محال بود بیرون چیزی بخوره و سهم من و عمار رو با خودش نیاره. واسه همین، وقتی عمار با اون چشمای معصومش پرسید: «مامان، یعنی تو بهشت بدون ما به بابا خوش میگذره؟» واقعاً مونده بودم به این بچه چی بگم!
چند روز مونده به رفتنش، سررسیدشو آورد تا خمسشو حساب کنه. سال خمسیِ محسن همیشه عید غدیر بود. با ذوق گفت: «حالا امسال به بچهها چی عیدی بدیم؟» اما دیگه فرصتی نشد... دسته اسکناسِ نویی که برای عیدی گرفته بود، همونطور موند.
هر وقت حرف شهادت میشد، میخندید و میگفت: «نترس بابا، فرشتهها که دنبال من نمیان!» عاشق شهید همدانی بود. میگفت: «دلم میخواد مثل حاجی ابروهام تو این راه سفید بشه؛ صدِ خودمو بذارم و اونوقت شهید بشم.»
لحظهلحظه وداع با پیکرش جلو چشممه. گیج بودم؛ نمیدونستم واسه این دیدارِ آخر باید سلام کنم یا خداحافظی؟
بعدِ پر کشیدنش ما رو بردن موزه هوافضا. وقتی همکاراش از زحمتهای بزرگ و پنهانش برامون گفتن، غصه ام تبدیل به حسِ غرور شد؛با تمام وجود به شکوهِ کارهای مردی بالیدم که عزیزترینِ من بود.
راوی: همسر شهید
شهیدمحسن صابری
@Shahdat313
🕊
🌷دنیـا ارزش ایـن هـــمــــه
اهمیـت دادن را نـدارد؛
آدم اگر بتواند برای خدا
کـار کنـد،ارزش دارد..!
شهیدابراهیم هادی
@Shahdat313
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
طراحی شیاطین برای سقوط انسان
حجتالاسلاموالمسلمینعابدینی
@Shahdat313
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷 خواب عجیب
ناراحتی شهدا از وضعیت بد حجاب
@Shahdat313