eitaa logo
معراج نور:)
177 دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
4.7هزار ویدیو
43 فایل
بِسْـــمِ اللّٰه الرّحمـٰــنِ الرّحیـــم تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران🇮🇷✌🏻 اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ🤍🌿 کپی؟حلالت‌‌رفیق‌🖇🙃 آیدی‌مدیر: @Panah_2011 شنوای‌حرفاتون👇🏻🌾 https://daigo.ir/secret/6339090122
مشاهده در ایتا
دانلود
مثلا برۍ وایسی جلوی ضریحش، بهش بگی آمدمت که بنگرم،گریه نمی دهدامان🕊..((:
چند‌خط‌روضہ . . طاقتشو‌نداری‌نخون💔😭
26.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آغــــــــــوش❤️ سیدرضا‌نریمانی‌🌱 انصافا‌نفستون‌حق‌‌آسِد‌رضا💔
شماره آخرتلفنت‌چنده؟☺️ برای‌اون‌شهید۵تاصلوات‌بفرست. 1 شهید حاج قاسم سلیمانی 2 شهیدمحسن‌حججی 3 شهید محمد حسین حدادیان 4 شهیدعباس‌دانشگر 5 شهیدابراهیم‌هادی 6 شهیداحمد محمد مشلب 7 شهیدان‌گمنام 8شهیدعلی لندی 9شهیدمحسن فخری زاده 0 شهیدمحمدرضا دهقان کپی‌کن‌از‌ثوابش‌جا‌نمونی...😉 🌿‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عجب متن قشنگی گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟ گفت به نام من♥️ گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟ گفت به یادمن♥️ گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟ گفت تنهاترازمن؟♥️ گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟ گفت به جزمن♥️ گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم گفت حتی ازمن؟♥️ گفتم خدایاقلبم خالیست گفت پرکن ازعشق من♥️ گفتم دست نیازدارم گفت بگیردست من♥️ گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟ گفت توکل کن به من♥️ گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم گفت نه،نزدیکترین به تو ،من♥️ گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟ گفت تلاش،به امیدمن♥️ گفتم چگونه ازین دنیادل بکنم وبرم؟؟ گفت به امید دیدارمن♥️ گفتم چگونه پایان دهم؟؟؟ گفت حافظ ونگهدارتو،من♥️ گفتم خدایاچرا اینقدر میگويی من؟؟؟ گفت چون من ازتوهستم وتو از من♥️
ما شکست ناپذیریم ✊🏻 این عشق ۱۴۰۰ساله خاموش نشده و نمی شود و نخواهد شد
✋🏻!' 'بـرگہ‌ۍامتحـٰان📄' سرکلاس‌استادازدانشجویان‌پرسید: این‌روزهاشهدای‌زیادی‌روپیدامیکنن‌و میارن‌ایران... به‌نظرنتون‌کارخوبیه؟ کیاموافقن؟۱نفر کیامخالف؟همه‌به‌جز۱نفر دانشجویان‌مخالف‌بودن بعضی‌ها‌میگفتن:کارناپسندیه....نباید بیارن... بعضی‌هامیگفتن:ولمون‌نمیکنن ...گیر دادن‌به‌چهارتااستخوووون... ملت‌دیوونن بعضی‌هامیگفتن:آدم‌یاد‌بدبختیاش‌میفته تااینکه‌استاددرس‌روشروع‌کردولی خبری‌ازبرگه‌های‌امتحان‌جلسه‌ی‌قبل‌نبود... همه‌ی‌سراغ‌برگه‌هارومی‌گرفتند. ولی‌استادجواب‌نمیداد... یکی‌ازدانشجویان‌باعصبانیت‌گفت: استادبرگه‌هامون‌رو‌چیکارکردی شما‌مسئول‌برگه‌های‌مابودی استادروی‌تخته‌ی‌کلاس‌نوشت:من مسئول‌برگه‌های‌شما‌هستم... استادگفت:من‌برگه‌هاتون‌روگم‌کردم‌و نمیدونم‌کجاگذاشتم؟ همه‌ی‌دانشجویان‌شاکی‌شدن. استادگفت:چرابرگه‌هاتون‌رو‌میخواین؟ گفتند:چون‌واسشون‌زحمت کشیدیم،درس‌خوندیم،هزینه‌دادیم، زمان‌صرف‌کردیم... هرچی‌که‌دانشجویان‌میگفتنداستادروی تخته‌مینوشت... استادگفت:برگه‌های‌شماروتوی‌کلاس بغلی‌گم‌کردم‌هرکی‌میتونه‌بره‌پیداشون‌کنه یکی‌ازدانشجویان‌رفت‌وبعدازچند‌دقیقه‌با برگه‌ها‌برگشت ... استادبرگه‌هاروگرفت‌وتیکه‌تیکه‌کرد. صدای‌دانشجویان‌بلندشد. استادگفت:الان‌دیگه‌برگه‌هاتون‌رو نمیخواین!چون‌تیکه‌تیکه‌شدن! دانشجویان‌گفتن:استادبرگه‌هارو میچسبونیم. برگه‌هاروبه‌دانشجویان‌داد‌وگفت:شمااز یک‌برگه‌کاغذنتونستیدبگذریدوچقدر تلاش‌کردیدتاپیداشون‌کردید،پس‌چطور توقع‌داریدمادری‌که‌بچه‌اش‌رو‌با‌دستای خودش‌بزرگ‌کرد‌وفرستادجنگ؛الان منتظره‌همین‌چهارتااستخونش‌نباشه؟ بچه‌اش‌رومیخواد،حتی‌اگه‌خاکستر شده‌باشه. چند‌دقیقه‌همه‌جا‌سکوت‌حاکم‌شد! وهمه‌ازحرفی‌که‌زده‌بودن‌پشیمون‌شدن!! تنهاکسی‌که‌موافق‌بـود . . فرزند‌شھیدی‌بودڪه‌سالھامنتظربابـاش‌بودシ💔!' ‌
جوانانِ بنی‌هاشم اومدن جسمِ حضرت علی اکبر(علیه‌السلام) رو جمع کردن! می‌دونید چی میگم که؟ جِسمِش رو بَر نداشتن، جمع کردن 💔 + سوره رفت، آیه آیه برگشت..🚶🏻‍♀💔