تمامِ من شده یه بغضِ گره خورده؛ که نه باز میشه، نه اشک میشه که راحت بشم:))
صدایِ خرد شدنِ چیزی رو میشنوم، ولی هیچکس دور و برم نیست؛ فقط خودمم و این سکوت!
_ دیگه دنبالِ دلیل نمیگردم،چون میدونم هیچچیزی اونقدر که باید، مهم نیست .
ولی صدا هایی که تا همیشه تو ذهنت ثبت میشن و با یادآوری شون خون تازه تو رگات جریان پیدا میکنه ـ ! >>>>
_ تا حالا شده کنار یکی باشی و دلتنگش باشی چون میدونی قراره یه مدت نبینیش؟