•شب که میشود،
سلام میکنم
به خدایی که تنها
جوابگویِ گریههایِ
بیصدای من است•
*به سجده افتادم…
دلم شکست و نفسم کم اورد
من با خدا حرف میزنم از دور
شاید او هم از دلِ من خبر دارد*
تو رفتی…
و من ماندم میانِ بایدهایی که
درد میکنند و کاشهایی که نمیمیرد .