تمام شب تو را دیدم که همچون ماه میتابی !
من از فکر تو بیدارم ! تو با فکر که میخوابی ؟
زمین،از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم؟
که میگردم ولی زلف پریشانی نمیبینم..
کجا بودی کِ دیشب تا سحر در فکر گیسویت؛
دلم خوآب پریشان دید و من تعبیرها کردم...