نه عزیزم تقصیر خودمه ؛ من نشناخته دل دادم....
نه عزیزم تقصیر خودمه ؛ من آدمای باارزش رو حیف توعه دوزاری کردم.
آقا چرا یکی نیست که امن باشه و مهربون
بشینه کنارت بگه قربونت شم
داری با زندگیت چیکار میکنی؟
چرا داری همه چیو گند میزنی؟
بیا دردتو بگو ...همه مشکل دارن...یا حل میشه یا فراموش...
بیا اینطوری نکن با خودت...اصلا این چیزا ارزش نداره...پاشو کاراتو بکن.
پاشو بریم بیرون ، اصلا تو فقط بخند بابا مهم نیست.
توجه کنه که نباید انقد منطقی بشم..
بغلم کنه بدون اینکه من باز احساس هنجارشکنی نداشته باشم...
براش مهم باشه!
شاید همه ی اینا توقع های پوچ منه...
فقط میدونم درست میشه...
فقط زودتر تموم بشه این حالات مزخرفِ اضافی بودن و مسخره بودن و بدردنخور بودن و ..................
(شاید من انکارش کنم، ولی تو اجازه داری بیای بغلم کنیآ....اگه بخوای.....)