هدایت شده از «𝒮𝒽𝒶𝓎𝒹, 𝑜𝑜»
بخواب عزیزم
فدایِ سرت که دوست نداشت...
شب بخیر..
شاید او،
من اگه تو رو پیشِ هزار نفر ببینم، برام مهم نیست
ولی تو اگه منو پیشِ کسی ببینی مثلِ آتیش میسوزی
چون خودت خیلی خوب میدونی، من اگه کسیو دوست داشته باشم
چطوری دوسش دارم.🫀
شاید او؛
به قول علی یاسینی:
تو برام یه کتاب غمگینی که صدبار خوندمش شاید عوض شه آخرش.
شاید او؛
هدایت شده از «𝒮𝒽𝒶𝓎𝒹, 𝑜𝑜»
بخواب عزیزم
فدایِ سرت که دوست نداشت...
شب بخیر..
شاید او،
___
تو دلت برا اون آدم تنگ نشده.
تو دلت برای اون تصویری تنگ شده که ازش ساخته بودی؛
برای اون آدمی که تو ذهنت میتونست باشه اما تو واقعیت هرگز نبود.
شاید او؛
___
___
آفرين عزيزم درسته، من همين رو ميخوام، میخوام انقدر اشتباهاتت رو تكرار كنی، تا انقدر ازت بدم بياد كه ثانيهاى درنگ نكنم براى حذف كردنت.
شاید او،
___
___
فکت قوی !
شما توسط کسایی حیف و میل می شین، که از سر خودشون که هیچ، از سر جد و آبادشون هم زیادی بودین...
شاید او؛
___
_
نصیحت تایمر:
آن پاسخهای بیرحمانه را فراموش نکن،
به یادشان بیاور تا دلتنگ نشوی.
شاید او؛
_