___
آفرين عزيزم درسته، من همين رو ميخوام، میخوام انقدر اشتباهاتت رو تكرار كنی، تا انقدر ازت بدم بياد كه ثانيهاى درنگ نكنم براى حذف كردنت.
شاید او،
___
___
فکت قوی !
شما توسط کسایی حیف و میل می شین، که از سر خودشون که هیچ، از سر جد و آبادشون هم زیادی بودین...
شاید او؛
___
_
نصیحت تایمر:
آن پاسخهای بیرحمانه را فراموش نکن،
به یادشان بیاور تا دلتنگ نشوی.
شاید او؛
_
هدایت شده از «𝒮𝒽𝒶𝓎𝒹, 𝑜𝑜»
بخواب عزیزم
فدایِ سرت که دوست نداشت...
شب بخیر..
شاید او،
ʷⁱˢʰᵉˢ ᵃʳᵉ ⁿᵒᵗ ᶠᵘˡᶠⁱˡˡᵉᵈ ʰᵉʳᵉ ᵗʰᵉʸ ᵃʳᵉ ᶠᵒʳᵍᵒᵗᵗᵉⁿ
اینجا آرزوها برآورده نمیشن فراموش میشن
شاید او؛
گفت :
آخرین بی احترامیش انقدر شدید بود
که دیگر خاطراتش هیچ ارزشی نداشت.
شاید او؛