eitaa logo
شعر و غزل
2.3هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
582 ویدیو
39 فایل
📕شعر و غزل های عاشقانه و عارفانه 📕معرفی انواع کتاب همراه با پی دی اف 📚حکایت و داستان
مشاهده در ایتا
دانلود
مولانا چه قشنگ می گه: چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی @Sheeroghazal
🌹🌸🌹 آدم هایی هستند در زندگیتان؛ نمی گویم خوبند یا بد.. چگالی وجودشان بالاست... افکار، حرف زدن، رفتار، محبت داشتنشان و هر جزئی از وجودشان امضادار است... یادت نمی رود «هستن هایشان را...» بس که حضورشان پر رنگ است. ردپا حک می کنند، این ها روی دل و جانت... بس که بلدند «باشند»... این آدم ها را، باید قدر بدانی... وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهای بی امضایی که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است... @Sheeroghazal 🍃🍃🍃
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
کمیاب ترین آدم هایی که واژه ی انسانیت برازنده شون هست؛ کسانی هستند که می دونند ممکنه محبتشون هیچ وقت جبران نشه ولی باز محبت می کنند. @Sheeroghazal
💕کوهنوردی تصميم گرفت، تنها قله کوه را فتح کند، هوا سرد بود و کم کم هوا تاريک شد چيزی به فتح قله نمانده بود که ناگهان پایش روی سنگی «لغزيد» و «سقوط» کرد. در آن لحظات که «مرگ» را حس می‌کرد، متوجه شد که طناب نجات به دور کمرش حلقه زده و وسط «زمين» و «آسمان» مانده است. در آن تاریکی با درد و ترس و در سکوت، فرياد زد «خدايا» مرا درياب و نجاتم بده. صدایی از درون خود شنید: چه می خواهی برايت بکنم؟ کوهنورد گفت: کمکم کن «نجات» پيدا کنم. صدا گفت: آيا من می توانم تو را نجات دهم؟ کوهنورد گفت: البته که تو می توانی مرا کمک کنی چون تو خدایی و بر هر کاری توانایی. صدای درونش گفت: پس «اعتماد» کن و آن طناب را ببر؛ اما کوهنورد ترس داشت، اعتماد نکرد و محکم‌تر چسبيد به طنابش. چند روز بعد گروه نجات جسد منجمد و مرده کوهنورد را پيدا کردند که فقط يک متر با زمين فاصله داشت... @Sheeroghazal 🍃🍃🍃
ابلهان گفتند مجنون را ز جهل حسن لیلی نیست چندان هست سهل بهتر از وی صد هزاران دلربا هست هم‌چون ماه اندر شهر ما گفت صورت کوزه است و حسن می می، خدایم می‌دهد از نقش وی مر شما را سرکه داد از کوزه‌اش تا نباشد عشق اوتان گوش کش😍 @Sheeroghazal
اگر بخواهید موفق شوید یا در دنیایتان تأثیری مثبت بر جای بگذارید، باید بتوانید صاحب نفوذ باشید. بدون نفوذ موفقیتی وجود ندارد. برای نمونه، اگر فروشنده باشید و بخواهید بر فروش خود بیفزایید، باید بتوانید در مشتریان‌تان تأثیر بگذارید. اگر مدیر هستید موفقیت شما به این بستگی دارد که در کارکنان‌تان تأثیر بگذارید. اگر مربی ورزشی هستید، تنها با نفوذ در بازیکنان‌تان می‌توانید موفق و برنده شوید. اگر روحانی و واعظ هستید، تنها با نفوذ در کسانی که به صحبت‌های شما گوش می‌دهند می‌توانید موفق شوید. اگر می‌خواهید خانواده‌ای سالم و منسجم شکل دهید، باید بتوانید در افراد خانواده نفوذ داشته باشید. اگر بتوانید صاحب نفوذ باشید، سریع‌تر می‌توانید به خواسته‌هایتان برسید. در کتاب چگونه نفوذ کنیم: چگونه در زندگی دیگران تاثیر مثبت بگذاریم (Becoming a Person Of Influence: How to Positively Impact The Lives Of Others)، جان سی ماکسول و جیم دورنان دیدگاه‌ها و حکایت‌های آموزنده‌ای را با شما در میان می‌گذارند. @Sheerighazal
چگونه نفوذ کنیم @PDFbo0ok.pdf
16.08M
جیم دورنان (Jim Dornan) سی سال گذشته را فضای کسب‌وکار بوده و به مردم آموزش داده است که چگونه موفق شوند، و در این فرآیند توانسته سازمانی تجاری را در سطح جهان راه‌اندازی کند. از سوی دیگر، جان سی ماکسول (John C. Macwell) در 28 سال گذشته در نقش‌هایی دیگر همچون کشیش، مدیر اجرایی و سخنران الهام‌بخش فعالیت داشته است. او یکی از برجسته‌ترین کسانی است که در امر رهبری تدریس کرده و مطلب نوشته است. @Sheeroghazal
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دل است، پای در بند چه سود!؟؟ @Sheeroghazal
ماری وارد مغازه نجاری شد. در حالی که به گوشه‌ای می خزید، از روی اره عبور کرد و کمی زخمی شد! با عصبانیت برگشت و اره رو گاز گرفت اما آسیب بیشتری دید. مار که حسابی کلافه شده بود ، تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده اره رو از بین ببره. پس به دور اره پیچید و تمام قدرتش رو بکار گرفت تا اره رو خفه کنه ، تا اینکه در نهایت مار توسط اره کشته شد... گاهی اوقات ما با عصبانیت واکنش نشون میدیم و تصمیم میگیریم به کسانی که بهمون آسیب رسوندن صدمه بزنیم غافل از اینکه به خودمون آسیب می رسونیم. در زندگی گاهی اوقات بهتره از بعضی چیزها چشم پوشی کنیم، چون عواقب اون میتونه فاجعه بار باشه... @Sheeroghazal 🍃🍃🍃
ترکیب اضافی در دستور زبان فارسی، اگر دو اسم پشت سر هم بیایند و با کسره به هم پیوند بخورند و نتوان آنها را با «است» تبدیل به جمله کرد یا بینشان «تر» یا «ترین» آورد را «ترکیب اضافی» می گویند که کلمه اول «مضاف»و کلمه دوم «مضاف الیه» نامیده می شود. مثال: درِ باغ، سودِ سهام، دستِ روزگار @Sheeroghazal
خاطراتت را،نمیگویم دور بریز، اما قاب نکن به دیوار دلت …💜 در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد؛💜 زمین می خوری… زخم بر می داری… و درد می کشی…💜 نه از بی مهری کسی دلگیر شو … نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم …💜 به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه می دانی؟ شاید … روزی … ساعتی … 💜 آرزوی نداشتنش را می کردی… تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …💜 هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعتها بر عکس نفس بکشد …! در آینده لبخند بزن…💜 این همان جایی است که باید باشی ! هیج کس تو نخواهد شد آرامش سهم توست …💜 @Sheeroghazal
یکی_بود_یکی_نبود_محمدعلی_جمالزاده.pdf
948K
معرفی کتاب یکی بود و یکی نبود مجموعه‌ای متشکل از یک دیباچه٬ شش داستان کوتاه نوشتهٔ سید محمدعلی جمال زاده‌ است که در سال ۱۳۰۰ منتشر شده‌است. این کتاب را آغازگر ادبیات واقع‌گرای فارسی و داستان‌کوتاه‌نویسی در ایران دانسته‌اند. از شاخصه‌های یکی بود و یکی نبود طنز جمال زاده است. به‌طور کلی در رمان‌های اولیه نویسنده با لحن جدی و صریح به انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی می‌پردازد ولی در داستان کوتاه‌های این مجموعه از سلاح طنز استفاده می‌کند تا در برابر قدرت بایستند و شاید این یکی از علل توفیق بیشتر این اثر باشد. @Sheeroghazal