.
و ای ڪاااش 😔
یڪی از این صُبـحها 🍂
صِدای تـُو را نفس بڪشم...🌱
#امام_زمان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@sher_shams
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمامِ عباداتِ ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گُلی را عبادت کنیم؟
به هنگامِ نیّت برای نماز
به آلالهها قصدِ قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دَمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمالِ خدا را زیارت کنیم؟
مگر موجِ دریا ز دریا جداست
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصلِ کثرت است
بیایید تمرینِ وحدت کنیم
«وجودِ» تو چون عینِ «ماهیت» است
چرا باز بحثِ «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علتِ اصلی است
چرا بحثِ «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیبِ احساس و اندیشه را
پُر از نُقلِ مهر و محبت کنیم
پُر از گلشنِ راز، از عقلِ سرخ
پُر از کیمیایِ سعادت کنیم
بیایید تا عینِ عین القُضات
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سُنَّتِ اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سُنَّت کنیم
مگو کهنه شد رسمِ عهدِ اَلَست
بیایید تجدیدِ بیعت کنیم
برادر چه شد رسمِ اِخوانیه؟
بیا یادِ عهدِ اُخُوَّت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغِ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
#قیصر_امین_پور
@sher_shams
"اِقْرَاء" كه ميان آسمان ها و كرات
نازل شده است بار ديگر بركات
جبريل امين دسته گلى آورده ست
تقديم رسول مهربانى،"صلوات"
#محمدمهدی_عبداللهی
#عید_مبعث
#عیدکم_مبروک😍🌺
@sher_shams
.
بُستانِ عارضش که تماشاگَهِ دل است
پر نرگس و بنفشه و گلنار بنگرید
از ما به یک نظر بسِتانَد هزار دل
این آبروی و رونق بازار بنگرید
آن دم که جعدِ زلف پریشان برافکنَد
صد دل به زیرِ طُرّهی طرّار بنگرید
#سعدی
@sher_shams
هدایت شده از شمس
هر حرفی داری میتونی اینجا بصورت ناشناس برامون بگی...
لینک ناشناس👇
https://abzarek.ir/service-p/msg/991673
منتظرم شعرای قشنگتون رو تو لینک ناشناس ببینم😉❣
شمس
هر حرفی داری میتونی اینجا بصورت ناشناس برامون بگی... لینک ناشناس👇 https://abzarek.ir/service-p/msg/
یه مدتیه شعرای قشنگتون رو نوش جان نکردیم ....
منتظرتونیم 😉
شمس
در رهِ منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی ❤️
یاد این سکانس افتادم ..
شرط عشق جنون است ،
ما که ماندیم
مجنون نبودیم 💔🚶♂
👤مختار
یاد تو می وزد ولی، بی خبرم ز جای تو
کز همه سوی می رسد، نکهت آشنای تو
غنچه طرف فزون کند، جامه ز تن برون کند
سر بکشد نسیم اگر، جرعه ای از هوای تو
عمر منی به مختصر، چون که ز من نبود اثر
زنده نمی شدم اگر، از دم جان فزای تو
گرچه تو دوری از برم، همره خویش می برم
شب همه شب به بسترم، یاد تو را به جای تو
با تو به اوج می رسد، معنی دوست داشتن
سوی کمال می رود، عشق به اقتفای تو *
عشق اگر نمی درد، پرده ی حایل از خِرد
عقل چگونه می برد، پی به لطیفه های تو؟
خواجه که وام می دهد، لطف تمام می دهد
حسن ختام می دهد، شعر مرا را برای تو :
«خاک درت بهشت من، مهر رُخت سرشت من
عشق تو سرنوشت من، راحت من، رضای تو»