چشمم عروج چلچله را در نظاره است
از داغ یارمان جگرم پاره پاره است
دردا که بعد داغ سلیمانیِ سترگ
در سینه ها شراره ی داغی دوباره است
گلچین روزگار به لبنان رسیده است
دستانِ داس ضاحیه را در اشاره است...
امروز رنگ جامه ی هر بوستان سیاه
امروز در زمین و زمان سوگواره است!.
آغاز شد حکومت شب بر زمینمان
خاموشی صلابت ماه و ستاره است
هم قدّ کوه بود بلندای همّتش
پایایی اش کنایه به هر سنگ خاره است
پاداش این جهاد عظیمش بهشت بود
دیبای عرش بر تن او خوش قواره است..
در راه عشق،بخشش جان عین زندگی ست..
در پای حق فشاندنِ جان،راه چاره است!
✍#محمد_ثاقبی
#سید_مقاومت
#سید_حسن_نصرالله
۱۴۰۳/۷/۷
عاشقانه ها
من با تو پر از؟شورم ابیات دو دیوانم
پیما نه ی سرریزی از چشمهی احسانم
از روی.مهت چندی این خانه گلستان شد
پر وانه ی پر سوز شب های زمستانم
دریای خروشان پر موجمنم آری
آرامش ساحل تو محو تو شد ایمانم
سرومبه کناری بازتنها و دل ازرده
پاییزم ومی بارم همسایه ی ابانم
دور وبر منهر روز می ایی ومی چرخی
آری چوکبوتر ها در گوشه ی ایوانم
من عاشق ودلداده تو عشقی وازاده
هم ماه دل اراییهم نور دوچشمانم
دیوانغزل هایم تقدیمتو باد ای جان
بگذار سر خود را امشب تو یدامانم
بی تومن سرگشته بال وپر خود سوزم
اری چه کنم ای عشق مجنون وپریشانم
نیک آمدی وگفتی از دوری وازهجران
گفتم که .منم بی تو دیوانه و گریانم
--------
صدیقه شا داب نیک -----------×××
خاطرهای که ارزش شنیدن دارد
اگر میخواهید رزق معنوی در سرایش شعر نصیبتان شود با خود اهل بیت معامله کنید.
آنچه در ادامهی این تیتر میخوانید، نه نقل قول یک خاطره بلکه دقیقا آن چیزی است که برای حقیر بعنوان یک شاعر بسیار ناچیز اتفاق افتاده. دوست داشتم هم از لذت شنیدنش و هم از سود معاملهای که کردم شما عزیزان برخوردار شوید.
سالهای اولی بود که سرایش شعرو شروع کرده بودم و به شدت دنبال دیده شدن بودم.
نزدیکی های جشن ولنتاین بود با خودم گفتم برای این روز یه غزل عاشقانه بگم طبیعتا مورد استقبال قرار میگیره و باعث میشه کمی اعتماد به نفسم بالاتر بره.
میدونستم مطلع غزلم باید خیلی شیک باشه که مخاطبو جذب کنه.
کلی فکر کردم تا رسیدم به این بیت:
آقای شعرهای پر از قیل و قال من
مطلع نشین خاطرههای محال من...
فکر کردم باید بیت جذابی باشه کلی ذوق کرده بودم، یک لحظه فقط یک لحظه مطلبی از دلم رد شد با خودم گفتم کدوم مردی مردتر و لایق تر از مولامون امان زمان میتونه باشه که یک شاعر باید در موردش شعر بگه.
شروع کردم به بهانه اوردن که تو سوادت کجا بود شعر آیینی بنویسی باز به خودم نهیب زدم به اندازهی بضاعتت بنویس بزار مخاطب نخونه اما اقامون صاحب الزمان(ع) ببینن که تو تلاش کردی...
این غزلو با تمام کاستی هاش به عشق آقامون کامل کردم و بعد شروع کردم به نوشتن غزلهای انتظار که این اواخر به آدینه نویسی ( جمعه به جمعه) تبدیل شد و جدا از این رزق معنوی امسال در مسابقه شعر مهدوی حائز رتبهی دوم شدم.
خاطرهی بعدیم شعری به مناسبت سوم شعبان ولادت آقامون امام حسین (ع)
من خیلی با ایشون رودربایستی دارم و جز یکی دو شعر لیاقت نداشتم چیزی براشون بنویسم.
اما دلم در تب و تاب نوشتن برای ایشون میتپید.
گفتم توکل بخدا خودشون شاهدن چقدر مشتاقم، اگر بد شد ان شاالله به بزرگی خودشون میبخشن.
نوشتم نوشتم اذان صبح بود تمام شد با اشتیاق بد از نماز فرستادم داخل کانال اشعارم.
کانال من ۱۶۶ تا ۱۶۸ عضو داره (متغیره) به خودم امدم دیدم شعری که برای امام حسین نوشتم نزدیک ۱۰k فوروارد خورده
این جز عنایت خود اقا چی میتونه باشه😭
بله من ایینی نویس نیستم یعنی سوادشو ندارم. اما عاشقم و به حرمت این عشق قلم فرسایی میکنم.
برای اهل بیت کم نزارید کم ماست و کرم اهل بیت.
#مهتاب_بهشتی
#لطف_اهل_بیت
باز دارد چه میشود یارب،
که گلی از کنارمان پر زد
ضاحیه سرزمین معراج است،
که شبی هاشم از جهان پر زد
باز وقت وصال،آمده بود
مردی از جنس آسمان خندید!
صفی الدین گشود بالش را،
چه منزه،چه پاک جان پر زد
شیعه آری مقابل دشمن،
فاتح اما همیشه مظلوم است..
شیعه بود و به ظلم باج نداد،
شیعه بود و به جاودان پر زد
استقامت نماد پیروزی ست،
و شهادت جزای اِستادن..
از زمین از غبار و تاریکی،
به بهشت خدا،جنان پر زد
چهره در چهره با نسیم خزان
گفتم از بی قراری ام سید..
شعر از جام چشم بیرون ریخت،
غزلم سوی بیکران پر زد.!
#محمد_ثاقبی
#شهید_مقاومت
#سید_هاشم_صفی_الدین
۱۴۰۳/۸/۳
دستهایی که میسازند
مقدس تر از لبهایی
که دعا می خوانند
روز مهندس مبارک 🌺
#روز مهندس بر شاعران و نویسندگان ،مهندسین فرهنگی افکار عمومی جامعه ،پیشتازان جهاد تبیین مبارکباد🌹🌹🙏🙏
اصلا فقط برای حرم سازی شما
باید که من مهندس معمار شوم حسن❤️
روز_مهندس_مبارک🌸
#السلام_علیک_یا_کریمآلعبا
اين كه يك روز ؛
مهندس برود در پى شعر
سر و سرّى ست كه
با موى پريشان دارد..
- علی صفری
روز مهندس
9.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعری با لهجه قمی و به ظاهر طنز،اما درمعنی درد و رنج از دلایل عدم ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف
🤣😂😞🤔
امشب خبر کنید تمام قبیله را
بر شانه میبرند امام قبیله را
ای کاش میگرفت به جای تو دست مرگ
جان تمام قوم، تمام قبیله را
برگرد، ای بهار شکفتن! که سالهاست
سنجیدهایم با تو مقام قبیله را
بعد از تو، بعد رفتن تو، گرچه نابهجاست
باور نمیکنیم دوام قبیله را
تا انتهای جاده نماندی که بسپری
فردا به دست دوست، زمام قبیله را
زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینهزنی را بیاورید
#محمد_کاظم_کاظمی
به شام رهروان فانوس بودی
به خواب کافران کابوس بودی
تو وقتی از شب دریا گذشتی
جهان فهمید اقیانوس بودی
#حسین کیوانی
# به بهانه تشییع اقیانوس نور
سید حسن نصرالله
دوباره گریه و اندوه و زاری
به قلب شیعه خورده زخم کاری
نه تنها من ز داغت بی قرارم
جهان را اشک غم گردیده جاری
مجتبی کمان دار
دوبیتی شماره 49