باران گرفته، دل، چمدان مسافر است
ها، اضطراب عادت مرغ مهاجر است
میگوید: «از نشاط جهان دلگرفتهام
یک تکه از غم تو برایم جواهر است»
هی میرود، میآید و هی غصه میخورد
از اینکه تو نخواهیاش آشفته خاطر است
با این همه خوش است که شاید بخواهی و
این سال آخری همه دیدند زائر است
پلکـش که گرم میشود، این گوشه ی حرم
بازار خط و ساحت فال تو دایر است
تو دلبرانه میگذری از دل نسیم
دل آهوانه گمشدهی این مناظر است
ذوقی که ریختهست در آواز کائنات
یک گوشه از ترانگی روح شاعر است
روحی که شرحه شرحه تو را دور میزند
روحی که رنجدیدهی بغض معاصر است
وا کرد پلک و دید کنار ضریح توست
آغاز عاشقیش همین بیت آخر است
#نوكـر_نـوشت:
#یا_امام_رضا
شهر مشهد بی حریمش خانهای متروکه بود
ماه رخشان، قرنها منت سر ظلمت گذاشت
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #چهارشنبتون_امام_رضایی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_اسماعیل_شجاعی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم