eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1.1هزار دنبال‌کننده
16هزار عکس
4هزار ویدیو
43 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
حکایت مثنوی مردی که به پوست دنبه سبیل خود چرب می کرد.mp3
1.61M
در میان منعمان رفتی که من لوت چربی خورده‌ام در انجمن دست بر سبلت نهادی در نوید رمز یعنی سوی سبلت بنگرید کین گواه صدق گفتار منست وین نشان چرب و شیرین خوردنست آن شکم گفتی جواب بی‌طنین که اباد الله کید الکافرین لاف تو ما را به آتش بر نهاد کان سبیل چرب تو بر کنده باد راست گر گفتی و کژ کم باختی یک طبیبی داروی ما ساختی ور نگویی عیب خود باری خمش از نمایش وز دغل خود را مکش گر تو نقدی یافتی مگشا دهان هست در ره سنگهای امتحان امتحان بر امتحانست ای پسر هین به کمتر امتحان خود را مخر ز امتحانات قضا ایمن مباش هان ز رسوایی بترس ای خواجه تاش *******************★****** آمد اندر انجمن آن طفل خرد آبروی مرد لافی را ببرد گفت آن دنبه که هر صبحی بدان چرب می‌کردی لبان و سبلتان گربه آمد ناگهانش در ربود بس دویدیم و نکرد آن جهد سود پهلوان در لاف گرم و ذوقناک چون شنید این قصه از غم شد هلاک منفعل شد در میان انجمن سر فروبرد و خمش شد از سخن خنده آمد حاضران را از شگفت رحمهاشان باز جنبیدن گرفت دعوتش کردند و سیرش داشتند بذر رحمت در زمینش کاشتند او چو ذوق راستی دید از کرام بی تکبر راستی را شد غلام راستی را پیشه خود کن مدام تا شوی در هر دو‌ عالم نیکنام  
بناڪننده‌ۍ‌شادےهاباش! مگࢪچقدࢪوقت‌داریم...؟!🌹🌹
چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت همهٔ طول سفر یڪ چمدان بستن بود... ۸ آبان سالروز درگذشت قیصر امین‌پور یادش گرامی🕯🥀 نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود. او یکی از تأثیرگذارترین شاعران مرد در دوره انقلاب اسلامی و منتخب هفتمین همایش چهره‌های ماندگار در سال ۱۳۸۷ (بعداز وفات) است. او برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش آئینی بود.
پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که بد بودم و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید آی! آنها! که به بی برگی من می خندید مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید...
‌‌ پدیده‌ے جوانمرگ غزلسرایی معاصر، متولد ۱۳۶۱ در کازرون، مهندس عمران از همدان در عمر کوتاه ادبی خود بیش از ۲۰ جایزه‌ے ملی کسب کرد. او که از بهترین نمونه های غزلسرایی معاصر بود در سن ۲۳ سالگی بر اثر تزریق داروی بیهوشی اشتباه به کما رفت و درگذشت. اشعار زارع به شورانگیزی بسیار با حفظ اخلاق معروفند.👌🌱
گاهی گمان نميکنی ولي خوب ميشود گاهی نميشود که نميشود که نميشود گاهی بساط عيش خودش جور ميشود گاهی دگر تهيه بدستور ميشود گه جور ميشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو ميشود گاهی گدای گدايی و بخت با تو يار نيست گاهی تمام شهر گدای تو ميشود گاهی برای خنده دلم تنگ ميشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ ميشود گاهی تمام آبی اين آسمان ما يکباره تيره گشته و بی رنگ ميشود گاهی نفس به تيزی شمشير ميشود از هرچه زندگيست دلت سير ميشود گويی به خواب بود جوانی مان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دير ميشود کاری ندارم کجايی چه ميکنی؟ بی عشق سر مکن که دلت پير ميشود ! امین پور روحش شاد 🌷
دلم برای تو... آیا دل تو هم تنگ است؟! صدای هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است! ببین! نمی‌شود اینقدر دور بود از هم! بیا قبول بفرما دل تو هم تنگ است! من از مسافت این جاده‌ها نمی‌ترسم اگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است اگر بدانم گاهی به یاد من هستی و چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است- -پرنده می‌شوم اما نمی‌پرم بی تو پرنده می‌شوم و تا دل تو هم تنگ است- -برای تو، پرِ پرواز می‌شوم حتی اگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است! اگر در آن سر دنیا... اگر در آن دنیا... اگر بدانم هرجا دل تو هم تنگ است- -بدون مکث می آیم که باورت بشود دلم برای تو... حالا دل تو هم تنگ است؟!
نمی‌شود که آدم همیشه به دنبال دلش برود، گاهی اوقات دلت یک سمت می‌رود، و خودت سمتی که مجبوری😔
من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم: تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یك دهان شد هم آواز با ما: تو را دوست دارم، تو را دوست دارم   🌺شعر: قیصر_امین‌پور
بگذار برايت چاى بريزم امروز به شكل غريبى خوبى بگذار برايت چاى بياورم راستى گفتم كه دوستت دارم؟ گفتم كه از آمدنت چقدر خوشحالم؟ حضورت شادى بخش است، مثل حضور شعر و حضور قايق ها و خاطرات دور...
من همانم که اگر مَستم؛ تویی در باورم من از آنی که تو در من ساختی ویران ترم.. ♥️