eitaa logo
شیفتگان تربیت
12.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
19.7هزار ویدیو
1.4هزار فایل
﷽ « تربیت : یعنی که #خـــــــــود را ساختن بعد از آن بر دیگـــــــــران پرداختنـ ...💡» • مباحث تربیتی - معرفتی و بصیرتی 🪔 • راه ارتباطی در صورت کاملا خیلی ضروری : ⊹ @Gamedooiran 🕊༉ - کانال را به دیگران هم معرفی فرمائید🌱؛ #تبلیغات نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
13930130_8190_128k.mp3
2.25M
🇮🇷 🎵| دادگاه حقوق بشر آمریکایی 🍃🌹🍃 3⃣ زنده سوزاندن داوودی‌ها 🎙 در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳۸۸/۰۳/۲۹ •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 🎥 | چگونه شاهزاده‌ای با اسب سفید را انتخاب کنیم؟! 🍃🌹🍃 ❌ بسیاری از مشکلات جوانان برای ایجاد کانون گرم خانواده ناشی از توقعات بالا است! •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
5.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 امام زمان (عج) فرمودن اینطور به من سلام کنید 💚 •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
دعای‌سمات۩سماواتی.mp3
3.28M
💠🌷 دعای سمات 🎙 با نوای حاج مهدی سماواتی این دعا معروف به دعای شبوّر [دعای عطا و بخشش] است که خواندن آن در ساعت آخر روز جمعه مستحب است و پوشیده نماند که این دعا از دعاهای مشهور است و بیشتر علمای گذشته بر خواندن این دعا مواظبت می‌نمودند. ❣️اللهم عـجل لوليڪ الفـرج❣️ •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این مُرده دل این خسته جان دارد تمنای تورا علی فانی •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شیفتگان تربیت
☘ 🎥 روزمان را با قرآن آغاز کنیم/ ترتیل صفحه ۵۵ قرآن کریم ( آیات ۳۸ تا ۴۵ سوره مبارکه آل‌عمران)  🍃🌹🍃
6.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘ 🎥 روزمان را با قرآن آغاز کنیم/ ترتیل صفحه ۵۶ قرآن کریم ( آیات ۴۶ تا ۵۲ سوره مبارکه آل‌عمران)  🍃🌹🍃 🌺 پیامبر (ص) می‌فرمایند: «قارِئُ القُرآنِ وَ المُستَمِعُ فِی الأَجرِ سَواءٌ» قاری قرآن و گوش‌کننده آن در پاداش مساوی هستند. (مستدرک الوسائل ۴/ ۲۶۱) 🎙 استاد: مرحوم منشاوی •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
هر روز تفسیر یک آیه: 🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺 «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ» پس، خانواده ات را در دل شب با خود بردار و از این‌جا ببر و خودت به دنبال آنها حرکت کن. و کسى از شما به پشت سر خویش ننگرد. و به همان جا که مأمور مى شوید بروید.» (سوره مبارکه حجر/ آیه ۶۵) 🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹 ❇ تفســــــیر * ولى تو پشت سر آنها باش تا مراقب آنان باشى و کسى عقب نماند (وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ). ضمناً، هیچ یک از شما نباید به پشت سرش نگاه کند (وَ لایَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ). و به همان نقطه‌اى که دستور به شما داده شده است (یعنى سرزمین شام یا نقطه دیگرى که مردمش از این آلودگی‌ها پاک بوده اند) بروید (وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ). (تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۶۵ سوره مبارکه حجر) •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
15.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠بیانات امام خامنه ای 🎥 🔸اهداف دشمنان از فشارهای اقتصادی... 🔹هرکسی به اقتصاد کشور کمک بکند جهاد کرده است... •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
﷽ #خانم‌خبرنگار_و_آقای‌طلبه #قسمت_شصت_و_ششم °|♥️|° با یاد آوری اون روز اعصابم خورد شده بود... مح
°|♥️|° ساعت هشت و نیم شب بود که با تن خیس و تبدار رسیدم خونه.. مامان سریع دویید چادرشو انداخت دورم و منو کنار بخاری نشوند. از سرما به خودم میلرزیدم. با کمک مامان لباس عوض کردم و دوباره نشستم کنار بخاری و کلی پتو انداخت دور شونم. بابا اومد کنارم نشست و گفت: دیشب که به محمدجواد زنگ زدم تا بگم از جانب تو چه جوابی گرفتم و دیگه همه چیز تموم شده ، ازم اجازه گرفت امروز برای آخرین بارم که شده بیاد و تصمیمت رو عوض کنه... تونست؟ به چشمای بابا خیره شدم و فقط اشک ریختم. بابا رفت توی آشپپزخونه منم بلند شدم و دنبالش رفتم و روی صندلی نشستم. _بابا من الان باید چیکار کنم؟ وقتی نمیخوامش بزور باهاش زندگی کنم؟ بابا یه لیوان چای ریخت و گذاشت روی میز جلوم... بابا با صدایی پر از تاسف گفت: عرضه مسئولیت پذیری و تعهد نداشتی نباید ادای عاشقارو در میاوردی... بیچاره جوون مردم... خیلی بهش بد کردی دختر... خیلی! مامان با بغض گفت: بخدا اه محمدجواد زندگیتو تباه میکنه فائزه... ناحقی کردی در حقش! چرا از نظر همه من آدم بده ی قصم...! چرا هیچ کس نمیفهمه من همه چیزو گردن گرفتم به تا عشقم خوشبخت شه... سریال آسمان من داشت از شبکه سه پخش میشد. دوباره صدای آهنگی به گوشم خورد که میدونستم هم من عاشقشم هم محمدم... "صدا بزن منو که باره آخره... بزار ببینمت... قراره آخره.... برای بار آخرم شده... فقط بخند.... بخند و چشمای قشنگتو.... بروم ببند.. بیا و راحتم کن از نگاه آدما... نزار بگیره دامنم رو اه آدما... بگو چرا باید بسوزه لحظه های من... بخاطر نگاه اشتباه آدما... برای آخرین نفس بخون ترانه ای... که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای... که میشه از تو رد شد و نظر به جاده کرد... که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد... این آخرین قدم..."