eitaa logo
🇵🇸𝐇𝐚𝐤𝐮;
59 دنبال‌کننده
2هزار عکس
173 ویدیو
1 فایل
_And suddenly The dreams started chasing me :) 𝓗𝓪𝓴𝓾'𝓼 𝓝𝓮𝓲𝓰𝓱𝓫𝓸𝓻𝓼 : https://eitaa.com/ShigetsuMegami/365 I'm are all ears :> : https://abzarek.ir/service-p/msg/1485679 _حتما ناشناسو چک کنین ممکنه همونجا جواب بدم ؛)
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام، امیدوارم هر چی زودتر دوباره بتونم چنل بزنم و مثل قبل همسایه‌ی هم باشیم:) اینجا زیادی فرح بخشه _ دوشیزه دلی عزیزم ما مشتاقانه منتظر دیدار دوباره و همسایگی با تو هستیم . چنل زیبای توعم فوق العاده بود ♡ زودی برگرد ما منتظرتیم _پروفایل هامو از تو چنل تو برمیداشتم 🥲
https:eitaa.comShigetsuMegami1108 مرسیی:) باعث افتخاره _ ♥️
🇵🇸𝐇𝐚𝐤𝐮;
دوست دارین با کی یه همچین خاطره ای بسازین ؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/1041643
حالا یه ایده دارم برای اولین کسی که به ذهنتون رسید موقع پرسیدن این سوالم ، اگه دوست دارین یه نامه کوتاه بنویسین . هرچیزی که فکر میکنین نیازه بهشون بگین ولی نتونستین بگین ... هرچی... اگه توی کانال هم عضون و دوست داشتین ایدیشونو بعد پیام قشنگتون بنویسین . _خیلی ایدمو دوست دارم بزنین تو ذوقم میزنم تو ذوقتون . 🦕 _صبح جواباتونو میزارم
پروفایلم،هدیه به شما:) _ تقدیم به همه .
شادی؟ زمانی که بدونی درد چیه، شادی رخ میده:) _ ولی این جمله رو میتونم برعکس بخونم . درد رخ میده زمانی که بدونی شادی چیه (_میدونی چیه میتونه مکالمه ی بین یه ویلن با یهه گذشته ی نابود و قهرمان مهربون داستان باشه.. )
هدایت شده از شیرنارگیل :)!
345.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیح:)
🇵🇸𝐇𝐚𝐤𝐮;
حیح:)
کی اینجا فیلم موش ( mouse)رو دیده ..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیاد باهم گریه کنیم
مادر مهربانم.. ای عزیز تر از جانم.. یه روزی رو داخل ذهنم تصور میکنم که بابا و خواهرم رفته باشن با هم بیرون و من و تو، از فرصت استفاده میکنیم و میریم دو نفری بگردیم و خوش بگذرونیم، فقط من و تو، آره شاید بعضی وقتا من بداخلاق میشم یا تو زیاد سخت میگیری نمیدونم ولی این رو میدونم که از اعماق وجودم دوستت دارم، خب دو تاییمون زیر یه چتر کوچیک قایم میشیم که اشک های ابر مارو خیس نکنه، و همراه هم از خدای مهربون بابت این بارون تشکر میکنیم _ 🥲 امیدوارم که یروز اینو خودت نشونش بدی .
من و میا؟ به عنوان بهترین دوست و الگوی من، با اون دل مهربون و سرشار از خوبیت:) میریم تا کوروش توپیا رو نابود کنیم و برای میالند تجهیزات نظامی بخریم، وسط راه از یک بیبی یودا خوشت میاد و دور از چشم کوروش اونو زیر چتر قایم میکنیم، وقتی بارون میاد کوروش اصرار میکنه که چتر رو باز کنین مریض نشیم ولی بالاخره مجبور میشیم چتر رو باز کنیم و بیبی یودا دیده و میشه و کوروش از دست ما میدزدش و فرار میکنه حالا من و توییم(میا) و این بارون بدون چتر، عیب نداره بیا با آهنگ زیر این بارون برقصیم و آواز بخونیم _ کاش میتونستم اینو نشون میا بدم