هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
کسانی که چای خیلی دوست دارند،نخستین دربایستی که عموماً غالب بر ذهنشان میگردد،شکیبا بودن و بیتابی نکردن است.
کتری را روی شعله میگذارم،کنار گاز مینشینم یا اگر خیلی خستهباشم دراز میکشم،بهآواز طنینانداز گنجشکهایی که احتمالا راه خانه را گُم کردهاند گوش میسپارم و در باب فردایی اساساً معقد، به تأمل وا میدارم مغز از دسترفتهی خونیام را.
کتری هنوز جوش نیامده،کمی چای آماده از قبل هست، اما منتظر میمانم تا آندیگری جوش بیاید،
چای کُهنه،روح کهنهای دارد. من خودم روح کهنهام، روح کهنهی یک چای بداختر را چهکارم آید؟
گاهی مقر حضورِ خالی این انتظار را با کتاب پُر میکنم. داستانهای خوبِ زیادی وجود دارد که میتوانیم در درزهای بهانجام نرسیدن خیلی از چیزها بچپانیم و خود را شکیبا پنداریم.
و گاه به آوای روحنواز پیانو یا ماجرای شورانگیز موسیقی راک گوش میدهم تا بهفرجام یک چشمداشت ساده،مانند تولد یک فنجان چای نزدیک گردم.
کتری جوش آمد،چای خشکرا هم که ریختهام. فقط بعضی وقتها که خیلی آشفته باشم، میآیم و از بیانتها بودن این انتظار مینویسم،
مانند حالا که در وسط خانه دراز کشیدهام و منتظرم تا چای دَم بکشد.
همهی اینها بهانه بود،من منتظر آمدن کسی هستم.
هدایت شده از حفظ نهج البلاغه و قرآن
قَالَ (علیه السلام): إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ، فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنه.
🔰امام(عليه السلام) فرمود: هنگامى كه از چيزى (زياد) مى ترسى خود را در آن بيفكن، چرا كه سختى پرهيز از آن از آنچه مى ترسى بيشتر است.
(حکمت ۱۷۵ نهج البلاغه )
درگاه جامع حفظ نهج البلاغه وتثبیت قرآن