دلیل اینکه برای یک مصوبه فرهنگی در هیئت دولت، وزیر اقتصاد نیز حق رای دارد یا برای یک مصوبه صنعتی، وزیر خارجه هم صاحب رای است، این است که اداره کشور یک امر کاملا سیاسی و فرابخشی است، نه یک امر کارشناسی و بخشی؛ و وزیران، مقامات سیاسی هستند نه کارشناس. خلط این دو جایگاه، ریشه بسیاری از مصائب کشور است.
🇮🇷@Shiitee
♨️ مهمترین خبر
👈 مهمترین خبر مربوط به مذاکره، این خبر است:
«زمانی که ما مشغول مذاکره هستیم، اسراییل مشغول نسلکشی در غزه است.»
زمانی که سرباز به وقت جنگ و به جای جنگیدن، وقت خود را صرف مذاکره با حیوانات انساننما کند، نتیجه قطعاً دریده شدن مردم توسط دشمن خواهد بود.
آن هم چه دشمنی؟
دشمنی که بیش از ۲۰۰ سال، جز خیانت و چپاول در کارنامه و چیزی جز بدعهدی در سابقه خود ندارد.
چه قهقهههای پنهانی که دشمن در اردوگاهش نزند! و این خندهها بروز بیرونی هم خواهد داشت:
«رضایت از مذاکره»
توسط همان دشمنی که در حال نسلکشی است!
باید هم راضی باشد!
شکریان
🇮🇷@Shiitee
هیسسسس برجام ٢ در حال انجام است...
تندروها فریاد نمیکشند...
اینبارم دقیقا همون تیم با همون آدمها فقط حضور فیزیکی ظریف رو نداریم دوباره تمام اورانیوم غنی شده رو بدیم بره و موشکهای دوربردمونم از رده خارج کنیم شاید شاید امریکا تحریم برداره...
اخه کدوم احمقی همچین توافقی رو میپذیره....؟؟
🇮🇷@Shiitee
🔴 واکنش حاج قاسم به ازدواج مجدد یک همسر شهید
حاج قاسم گفت: چرا خبر ندادی ازدواج کردی؟
همسر شهید نریمانی میگوید: مدتها بعد از شهادت همسرم روزی حاج قاسم به منزل ما آمد. تا مرا دید سلام و علیک گرمی کرد و از بچه کوچکی که در آغوشم بود، متوجه شد ازدواج مجدد کردهام. گفت: چرا به من نگفتی ازدواج کردی و بچهدار شدید؟ باید وقتی زنگ زدیم میگفتی تا هدیه ازدواج و بچهات را میآوردم. با پدر مادر شهید هم خیلی گرم سلام و علیک کردند. من و همسرم رفتیم داخل آشپزخانه وسایل پذیرایی را بیاوریم، اما سردار با جدیت از ما خواستند که چیزی نیاورید؛ من فقط آمدهام ببینمتان. ما هم یک سینی چای آوردیم و نشستیم. به من گفت: بنشین کنار پدر شهید.
🔻وقتی مادر شهید بحث را به من و همسرم کشاند
سپس رو کردند سمت پدر و مادر شهید و حال و احوالشان را پرسیدند. مادر شهید بحث را کشاند به جایی که شروع کرد از من و همسرم تعریف کردن. مادر رو کرد به همسرم گفت: او مثل محمود پسرم هست و سارا هم عین دخترم میماند. از محمود هم بیشتر دوستش دارم. همدیگر را بغل کردیم و زدیم زیر گریه. سردار گفت: خیلی عالی خدا برای همدیگر نگهتان دارد. بعد با خوشحالی به مادر شهید گفت: این ظرفیت بالای شما را میرساند که اجازه دادید عروستان ازدواج کند و حالا هم با آرامش و خوبی کنارشان هستید. از آنها خیلی تشکر کرد.
🔻بعد از شهادت آقا «محمود» ازدواج شما هم حتی یک جهاد بود
حاج قاسم بمن گفت: بعد از شهادت آقا «محمود» ازدواج شما هم حتی یک جهاد بود. بعد رو کرد به شوهرم و گفت: شما چند کار مهم انجام دادی. اول اینکه سنت پیامبر(ص) را انجام دادی؛ دوم اینکه فرزند شهید را پدری میکنی و سوم اینکه #دختر_ما را سرپرستی میکنی. چند بار با کلمه «دخترم» مرا خطاب کردند که بسیار برایم دلنشین بود. قبل از ازدواج من، پدرم از دنیا رفته بود و همیشه آرزو داشتم ای کاش زنده بود و یک بار به خانهام میآمد حالا احساس میکردم آن روز پدرم آمده خانهام...
🔻سردار پرسید: این همسرت را شهید کنی چه؟😁
چون برادرم هم بود از من پرسید همسرت کدام است؟ وقتی معرفی کردم، سردار سلیمانی با لبخند گفت: او را شهید کنی چه میکنی؟ گفتم: حاجی خدا بزرگ است. گفتند: بچه را بیاور میخواهم ببوسم. سفت و محکم میبوسید و بعد با خنده گفت: من عادت دارم بچه هر چه کوچکتر باشد محکمتر میبوسمش. محمدهادی فرزند شهید کنارم گوشهای نشسته بود. سردار نگاهش کرد و گفت: آقا محمدهادی ما چرا نمیآید جلو؟ محمدهادی برای اولین بار که کسی را ببیند، خیلی غریبی میکند، اما سردار گفت پاشو بیا بابا پیش من پاشو بیا بابا. محمدهادی رفت بغل سردار و تا آخر نشسته بود. برایمان تعجب داشت که اینقدر راحت سریع رفت در آغوش سردار.
🇮🇷@Shiitee