eitaa logo
عمارت سوخته؛
140 دنبال‌کننده
69 عکس
1 ویدیو
0 فایل
ادعایی جز حقیقت نیست. اینجا مکانیست در کنج ذهن یک انسان؛ مکانی برای نشخوار های ذهنی.
مشاهده در ایتا
دانلود
اهم...، احتمالا نیازه بگم من آدم خوبی توی صحبت کردن و همچنین دوست بودن نیستم. به یاد نداشتن بخش همیشگی زندگی منه، ولی برای اولین بار یادمه. سالی قبل، زمانی که روایت تازه زده شده بود یک اکانت خواسته یا نخواسته به دلم نشست. تو زندگیم بعضی افراد یهویی به دلم می‌شینند. حتی اگه باهاشون رابطه ای نداشته باشم افرادی می‌شوند که مایه آرامش منند و فئودور عزیزم، تو جزوی از اون افراد بودی. درست است در دایره افراد صمیمی زندگی ات نیستم، برایت کار مهمی انجام ندادم و... ولی در کناره های دل‌ام، در بخش های از خاطراتم وجود داری، چه پررنگ چه کمرنگ، وجودیت بزرگ و کوچکت برای من عزیز و دوست داشتنی شد. فئو کوچولوی من، ممنونم از اینکه به دنیا اومدی. ممنونم از اینکه اون روز داخل روایت جوین دادی. ممنون از اینکه از روایت نرفتی. و ممنون از اینکه دوست من بودی. فقط میخوام بدونی که ارزشی برای من و افراد دیگه ای داری... شاید رفتار من یا بقیه زمانی نامناسب بوده، ولی در ته دل عزیزی برای ما بودی. تولدت مبارک پسر نازم. ممنون که بخشی از زندگی کوچیک من بودی:)
نینی اسکچ جهت دست خالی نبودن-)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دردناک ترین دوراهی برای کسایی که می‌خوان در کنار درس هنر رو هم ادامه بدن 😭😭😭 https://eitaa.com/zeitoon_tarrahi .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچوکا
به خواب دیدم خوراک داستان ترسناگ
یه هتل بود که دیووارش ادمارو میخورد، برای سرگرمی. بعو یه زنه که مامانم محصوب میشد از ما دربرابر دیوار ادم خوار محافظت می‌کرد. بعد یه پیکسلی بود روش ۲۰ نا پیش داشت که مصف بیشترش پر بود و استفاده ازش جونتو نجات می داد.
و اول فکر کنم من یه بچه بودم که خالم بهم یه اخطاری داد ولی بعدش توی محوطه این دیوار خور گیر میکنم و دیوار دست راستمو میخوره و بعد اره.
عا نگفتم، دیوار علاقه خاصی به دست راست داره اول کلا دنبال دست راسته.
بعد اون مامانه یچورایی جادوگر بود، این دیوارم خیلی دوسش داشت نمفهمیدم چرا.(یه صحنه بود که کل استخون های دست راستو دیوار با ذوق نشونش میداد)