چیکار باید بکنم واقعا؟ نمیدونم چیکار کنم..
و بدبختی لعنتیش اونجاست که هرکاری میخوام بکنم «این الان به چه دردت میخوره» میخوره پس کلم
اصلا میخوام بذارمش سر قبرم
بسه دیگه
از طرفی اونقدر منطقی هست که نتونم ردش کنم.. ولی آنجلا عصبیه.. از این وضع خیلی کلافست..
و از دو سه روز دیگه اینقدر سرم شلوغ میشه که حتی نتونم به هیچکدوم از اینا فکر هم بکنم..
از اینکه دارم همه اینا رو اینجا میگم واقعا خوشحال نیستم.. چیزایی ان که واقعا دوست ندارم بگمشون..
اما.. حتی اگه خودخواهی باشه.. واقعا.. دلم میخواست یکی بشنوه..
من واقعا هر چیزی که میخوام رو دارم
از خودم راضی ام
خودمو دوست دارم
حتی.. نمیخوام جای کس دیگه ای باشم..
هرچی که دارم و ندارم همینجوری قشنگه..