داشتم به این فکر میکردم که احوالاتم ماننده به چیست ؟
مغروقی که در ژرفای اقیانوس زندگی خویش، برای لحظه ای نفس میجنگد یا ماهی ای که در خشکی نفسش بریده؟
یا برگی که منتظر غیبت در زمستان است و حال در یکم فروردین جامانده؟
یا شاید هم کودکی وابسته به مادر که شبی ناچاراً مجبور به دوری از او شده و کل شب خواب برچشمانش حرام شده؟
نمیدانم جنس اضطراب و پریشانی ام
به کدامشان شباهت دارد، شاید به قایقی سرگردان در تلاطم دریا !
هرچه که هست ، صبر باید کرد بر این ایام
که صبر امُّ الشفاء اوجاع است .
[بداهه( تلنگری بر احوال)]
|صورتک|
#تلنگری_براحوال
@Sile88
🖤🖇🤍
چقدر این دوستداشتنهای بیدلیل
خوب است
مثل همین باران بیسوال،که هی میبارد
که هی اتفاقاً آرام و شمرده شمرده
میبارد
-سیدعلی صالحی
@Sile88
🖤🖇🤍
“Silent tears”
بچه ها میگم امتحانات الهی ترم چندیم؟
گمونم ترم اول رو هی مشروط و تجدید میشیم و چندساله که ترم اول موندیم :)
آسمان که مه آلود میشود و خورشیدش را از کف میدهد ، گویی من نیز چیزی از دست داده ام
امیدم را ، نشاطم را و تمام پروانه های درون دلم را. همه را با هم .
اشک هایی ناخواسته، بر چشمانم هجوم می آورند و غم هایی ناخوانده بر دلم ؛
بدین سبب هیچگاه با پاییز و زمستان ارتباط خوبی برقرار نکردم و با شروع مهر نیمی از من همواره در سی و یکم شهریور جا می ماند و پس از بیست و نهم اسفند دوباره بر من ملحق میشود و باز میشوم خود واقعی ام ، همان که لبخند میزند گرچه غبارهایی همچنان از یکم مهر تا بیست و نهم اسفند بر قلبش به جای مانده
و یادگار روزهای نه چندان دوست داشتنی اش است .
|صورتک|
@Sile88
🖤🖇🤍