کاش می شد مثل سولی از دست ادما و کاراشون خودکشی کنم.. ولی هنوز دنبال آینده ی که دور بنظر میرسه توی جهان بی انتها می گردم.
دیگه نمی تونم با اهنگام یه نوع خودکشی کنم.. واقعا زیادی خستم، عقلم آدم ۷۰ ساله ست ولی ظاهرم یه نوجوون.. نمی کشم از دست مردم و دنیای مزخرف.
هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
• یه فکت درموردِ کپریکورن
وقتی از نظر احساسی تحت فشاره، معمولاً خودش رو بیشتر با کار و مسئولیتها مشغول میکنه.
من به حد کافی حوصله ام از آدما و دنیا سر رفته، پس اهمیتی به موندنی و رفتنی نمیدم.. فقط اهمیت به اینکه بدونم ادمایی که.. کنارم باشن، درکی از منطق، رفتار، لحن و این چیزا دارن.. واقعا موضوع قابل توجیه و سرش اهمیت میدم چون برای خودم ارزش قائلم.. ناگفته نماند که "مسیج" بد ترین ایده برای برقراری ارتباطه.. پر از برداشت های اشتباه و سو تفاهم.. و حتی حرف عادی که کسی اون رو زده.