در میان آن هیاهو چشمانِ من فقط تو را می دید، مانند ماهای درمیان آسمان.
گفت:"خانهها در غیاب ساکنانشان خواهند مرد."
و سپس به قلبش اشاره کرد...
"کلمه ها معنی مشخصی دارن، رفتارها مهمن، این طور فکر نمی کنی؟"
- سایه های میان ما
همیشه نبودنت توی دنیایی که درش زندگی می کنم حس می شود، اما حسرت نمی خورم.. چون تو را به خاطر سپرده ام.
وقتی میگم مراقب خودت باش یعنی اگرم یک وقت برای من اتفاقی بیوفته.. اما برای تو نه یعنی مهم نیست من قراره چه بلایی سرم بیاد، بجای من لطفا مراقب خودت باش.
تو به من، خودِ گذشتهام رو مدیونی.. حتی با اینکه اینجا نیستی.. ( در دنیا )، انگار همیشه داری منو راهنمایی می کنی تا فراموش نکنم که قوی هستم.