قطره اشک هایی که مانند مروارید سفید.. بر روی چهره اش می ریخت و حالت پریشانش
و لعنت بر خودم که آن شب او را رها کردم.. اگر می دانستم آخرین ملاقات مان خواهد بود
هیچکس بابت رفتاری که با من کرد عذرخواهی نکرد،فقط منو بخاطر رفتارم سرزنش کرد