eitaa logo
🔺فاتـــــح خیبـــــࢪ 𝔽𝔸𝕋𝔼ℍ🔻
5هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
3.9هزار ویدیو
25 فایل
بسمـــــ ࢪب اݪشہدا ساݪ تأسیس: 𝟏𝟒𝟎𝟑,𝟎𝟗,𝟐𝟎 زیر مجموعه ها: @Z_Snipar313 اࢪتباط‌با مالک: @Gamsaas ڪاناݪ مداحیمون: @Madahe113 ڪپی؟استفاده شخصی مجازه گذاشتن درکانالتون راضی نیستم ●《اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ》●
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفقا خلاصه که.. حلالم کنید ❤️‍🩹
شبتون به قشنگی حرم حضرت عباس✨
یه آقایی هست هم خیلی پولداره ،هم خیلی اعتبار داره حرفش همه جا برو داره هم خیلی آدم محترمیه خلاصه هر کاری بخواد میتونه بکنه حتی کارای نشدنی !!!! این آقا خیلی هم مهربونه تا به حال به کسی نه نگفته ،احدی نرفته در خونش دست خالی برگرده، هرکی رفته یه چیزی تو جیبش گذاشته شده !!!! ملاقات و دیدار و صحبت باهاش هم خیلی راحته لازم نیست ازش وقت قبلی بگیری و تو صف وایستی و ....راحت می تونی بری مشکلاتت رو بگی ،دردات رو بگی ،سفره دلت رو باز کنی و دوای همه دردات رو بگیری و برگردی ❤️ روزی چند بار پیشش میریم 😭😭 ؟؟
‌ ما جنگیدن را از کسی یاد گرفتیم که با دست گره کرده به خواب می‌رفت...💔
مثل اینکه قرار بود امسال راهی کربلا بشم..💔 چمدون، پاسپورت، چفیه اماده.. فقط امضا اقا مونده بود تا اینکه جنگ شد..😔 رفقا میشه برای جاموندگان کربلا خیلی‌ دعا کنید 💔
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😢💔 『 ❥⇣•』___ ‌ ➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/ @Snipar313┃):فاتح خیبر FATAH
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- تا چشم کار میکند ، جای تو خالیست آقا ؛ 『 ❥⇣•』___ ‌ ➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/ @Snipar313┃):فاتح خیبر FATAH
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- یه بغل خاطره دارم از حرم . . . 『 ❥⇣•』___ ‌ ➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/ @Snipar313┃):فاتح خیبر FATAH
گفتم: "خانم، این دو انگشتی علامت پیروزی ما نیست. حرف v یکی از حروف انگلیسی است: حرف اول کلمه‌ی ویکتوری. ویکتوری یعنی پیروزی. مال آمریکایی‌هاست. علامت پیروزی ما ایرانی‌ها، مشت گره کرده است.«شهید آیت الله سیدعلی خامنه‌ای»
سرگذشت جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم... بعد از نامزدی زیبا بدون توجه به مخالفتهای آبا همون روز حرکت کردم شهر و رفتم دانشگاه ....تو حیاط دانشگاه چشمم همش دنبال زلیخا بود،اما ندیدمش...بعداز دانشگاه رفتم خونه اجازه ایم....حسابی بهم ریخته بود....خونه رو مرتب کردم و کتابهامو مرور کردم...زندگیم به روال عادی برگشت....همش فکر زلیخا بودم اما از کابوسهای شبانه خبری نبود و راحت میخوابیدم....سید به حاجی دده گفته بود که دیگه ساره سمتش نمیره مگه اینکه جاوید خودش بخواهد....من ساره رو نمیخواستم اما بدجوری به زلیخا عشق داشتم و میترسیدم بخاطر دلتنگی زلیخا بسمت ساره کشیده بشم.....یه روز صبح که رفتم دانشگاه زلیخا رو دیدم...با شوک نگاهش کردم و بعد صداش کردم...ضربان قلبم زیاد شده بود و پاهام سست....وقتی زلیخا منو دید با تعجب گفت:شما کجا بودید؟؟؟از دانشگاه سراغتونو گرفتم گفتند کلا رفتید..... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌『 ❥⇣•』___ ‌ ➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/ @Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH