' تمام تنم خسته است ، گردن ، شانه و دستها .خوابم میآید . سرم از همهجا خستهتر است . سرم مملو از خستگی است ، مثل توپ پُربادی که حتی برای یک سوراخ هم جایی نداشته باشد .
مسافرنامه ؛ شاهرخ مسکوب .
حقیقت این بود هر آنقدر که ، توانستیم کسی را خوشحال کردیم به همان اندازه هم تنها ماندیم !
- جمالثریا .
- سکوتِ سفید .
__
چه کسی گفته که اسم تو رضاست
تو علی هستی و مشهد نجف اشرف ماست .
- سکوتِ سفید .
__
از هر چه هست دور و برم خستهام
فقط صحن و سرای شاه خراسانم آرزوست . . .
- بخاطر عشق ِبه تو ، آدم ها دوری میکنند . وزش نسیم ِمهربان پدرانهات تسکین ِجراحت های قلبم است . این چشمان ِبارانی به شوق تو به این کویر دل پایان داده اند . غوغای ِدلم با ذکر تو آرام میگیرد . من رفیق زیاد دارم اما با وفا چیز دیگریست . خدا شاهد است دلم هر قدم را فریاد میکشد از دلتنگی . دلم لک زده برای شنیدن آوای حرم . نمیدانم با این قلم ِفراق چه واژه ای بر تن چروک و پیر کاغذ هک کنم . بنازم آن قطره اشک را که به حرمت ِتسبیح گفتن ِخآدمت جاری شد .
من تو را دوست میدارم . . .
من ، مرا ببخش . . .
- آذرخش .