4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم و سُلالهایها در نشانهای از اتحاد، پرچم حزبالله را دست در دست به گردش درآوردند.💚💛
#روایت
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله
««روایتی از گروه سلاله در تجمعات شبانه»»
پس از کلی بازی کردن با موشک مقواییاش، آمد کنارم ایستاد؛ داشتم از #پازل_شهدا فیلمبرداری میکردم. با حالتی مأیوس گفت: «حوصلهام سر رفت». گفتم: «دوست داری تو فیلمبرداری کنی؟». نگاهی به من کرد و سرش را به معنای تایید تکان داد. موشکش را نگهداشتم و دوربین را به دستهای کوچکش دادم. وقتی دوربین را میگرفت حس مأموریت و ماجراجویی در چشمهایش هویدا بود.
امید نداشتم که فیلمهای بدرد بخوری ضبط کند اما همین که جلوی خستگیاش را گرفته بودم کافی بود.
رفت جلو و از زوایایی فیلمبرداری کرد که من نمیتوانستم؛ چون از یک جوان ۲۳ ساله انتظار میرود حریم افراد را هنگام فیلمبرداری رعایت کند اما به یک دختر ۸ ساله، کسی خوردهای نمیگیرد. بعدها که فیلمهایش را نگاه کردم دیدم هرچند برخی اصول را رعایت نکرده اما زاویهای که از آنجا فیلمبرداری کرده بود، به تمام کاستیهای ویدیو میارزید! وقتی دوربین را به من برمیگرداند و موشکش را پس میگرفت، لبخند صمیمانهای داشت. از آن لحظه به بعد مثل غریبه با من رفتار نکرد. حتی باهم چندتا سلفی هم گرفتیم.
برنامه که تمام شد و وسایل را که جمع میکردم، یادم افتاد اگر امروز اینجا بودم و سعی کردم برای تعالی کشورم نقشی ایفا کنم، حاصل همین نوع رفتارها در بچگیام بوده. اگر امروز با ارزشها و سنتهای نسل انقلاب، همراهم، به این خاطر است که از همان بچگی مرا در کارها و بازیهای مهم خود راه دادهاند؛ حتی با وجود ناشی بودن و اشتباه بازی کردنم.
یادم میآید یک شب یلدا، همگی خانهی عمهام دعوت بودیم. من عاشق بازیهای کامپیوتری بودم و دوست داشتم تمام شب را خانه بمانم و بازی کنم. اما پدر و مادرم نمیتوانستند من را تنها بگذارند و به مهمانی بروند. بنابراین ناچار بودم علیرغم میل باطنی به مراسمی بروم که ضرورتش را نمیدانستم. از لحظهای که پا گذاشتم در خانهی عمه، شروع به نق زدن کردم و هر پنج دقیقه میگفتم: «بریم خونه، حوصلهام سر رفته». تا اینکه لحظهی فال گرفتن سر رسید و پدرم دیوان حافظ را برداشت و گفت: «فال امشب را آقامهدی بگیره»؛ با وجود اینکه میدانست من هیچکدام از مناسک مهم فال گرفتن را نمیدانم و تنها چیزی که بلدم این است که شصتم را فرو کنم لای صفحهها و کتاب را باز کنم. راستی وقتی تفئل کردم شعری آمد تحت عنوان «امید وصال»...
پدرم این را خوب میدانست که فال حافظ حتماً مهم است اما مهمتر از آن، این است که فاصلهی نسل بعد را با ارزشهای نسل خود کم کند. نتیجه این بود که از آن شب به بعد من عاشق شب یلدا شدهام؛ چیزی که تا قبل از آن مهمانی هیچ ارادتی به آن نداشتم.
امروز اگر میبینیم همنسلهای ما یعنی دهه هشتادیها حجاب را اسارت میدانند و آن را کنار گذاشتهاند، به زعم خودشان آزادی میخواهند و حتی برای این آزادی به ترامپ و نتانیاهو چراغ سبز نشان میدهند، یکی از عوامل مهمش همین است که درمورد ارزشهایی مثل حجاب اصلا دغدغهمند نیستند. دغدغهمندی و نگرانی برای ارزشها کجا به وجود میآید جز در دل خود کارها؟ وقتی من دوربین را به دست یک دهه نودی میدهم، او با چالشهای فیلمبرداری آشنا میشود، دشواریهایش را میچشد و از آن پس منِ دهههشتادیِ فیلمبردار را بیشتر درک میکند.
قطعاً این تمام ماجرا نیست و نمیخواهم تمام مسئلهی شکاف بین نسلها را به این پارامتر تقلیل بدهم اما قطعاً این یکی از مهمترین عوامل است که از آن غافل ماندهایم.
بیایید بگذاریم جوانترها چالشهای ما را تجربه کنند و با فضایی که ما در آن تنفس میکنیم انس بگیرند. این نسخهی خوبی برای پیوند هرچه محکمتر نسلهای مختلف است. پدر عزیز! مادر عزیز! به امید فضل خدا و به «امیدِ وصالی» که حافظ هم نویدش را به ما داده بود از همین امشب شروع کنید چون هیچوقت دیر نیست و هیچوقت هم زود نیست.
✍🏻 مهدی موسوی
#روایت
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله
#کیوآرکد را اسکن کنید
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
ما را به دوستان خود معرفی کنید
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠در این روزها، دلها از جنس نگاهِ شهداست…
و ما در موکب، برای شریک شدنِ یک حضورِ پاک آمدهایم؛
پرچم متبرک ابا عبدالله…
تابلو ۳۱۲ + من…
نقاشی زنده…
عهدنامه با شهدا میناب…
و پازل شهدا…
هر شب خیابون صدوق منتظر شما هستیم🌿
#روایت #پازل_شهدا
#عهدنامه #شعارنویسی #پرچم_متبرک #دلنوشته
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال و هوای پرچم حرم اباعبدالله (ع) در موکب سُلاله
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠«مطالبه خیابان از میدان»🟠
زمین میچرخد، اما ریشهها در ایران ماندهاند.
از میان این خاک، درختی روییده
و بر شاخههایش، تصویر کودکان میناب چون شمعهای بیداری میدرخشند.
در گوشه آسمان رهبر شهیدمان ، نوریست بر مسیر حقیقت.
«اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد
از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد…»
https://eitaa.com/joinchat/948241980C474fe48952
#گروه_جهادی_سُلاله