ولی کاش میشد بجای اینکه کادویِ ولنتاین بهم خرس بدین یه سری ادمارو میدادیم به خرسا :/😂
این شعر وحشی بافقی یکی از قشنگ ترین چیزاییه که خوندم:
« ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نِشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم... »
اسم بابام علیه ، هر وقت به مامانم میگم بهم پول بده میگه :
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن..
یه خونواده خیلی شادی هستیم اصن:/
وقتی گریه میکنین از چشماتون عکس میگیرین؟!
خوشبحالتون، من دماغم انقدر باد میکنه
جلو دید رو میگیره، چشمام تو عکس نمیفته🗿
سلـوان .
خاتونوقوماندان🥀
ستون خانہ شد جای ِ ثابت علیرضـا ؛
همیشہ همانجا مینشست و لَم میداد و پیالۂ تخمہ را بہ سرعت برق تبدیل بہ تلّی از پوست میکرد.
اجازه میداد بچہها از سروکولش بالا بروند و دور ستون چرخ بزنند و بدوند و از لابہلای دست و پا و سر بچہها اخباری ببینند یا فوتبالی تماشا کند و من از داخل آشپزخانہ این صحنۂ نادر را ببینم ؛
تصویری کہ هرچند ماه یک بار در زندگی من بہ نمایش درمیآمد و با تمام وجودم حس میکردم یک خانوادهایم ؛ یک پدر لمیده ، بچہهای پر سروصدا ، تلوزیون روشن ، کاسۂ تخمہ و من هم دستم بہ آرد و خمیر کہ برای شام بولانی سرخ کنم و گرم گرم سر سفره بگذارم ؛
علیرضا چہ بود و چہ نبود ، ستون خانہمان بود . .
زندگینامۂشهیدعلیرضاتوسلی🌱
اززبانهمسربزرگوارشان. .
بہقلمِ¦مریمقربانزاده📻