باز خداروشکر این عکس و فیلمای یادگاری رو داریما
وگرنه دیگه واقعا چطور میتونستیم این مدت انقد طولانی رو بدون هم سر کنیم؟
"بعد از اونهمه اتفاق، آروم در گوشهای از اتاقش نشسته بود و انگار که هفت دقیقهی آخر عمرش باشه، تمام خاطرات قشنگشون باهمو مرور میکرد و در حالی که میدونست هیچوقت تکرار نمیشن، بیصدا اشک میریخت."