"این خداحافظی برای اون هم سخت بود، ولی لبخند زد، دست تکون داد، برگشت، و تا صبح گریه کرد."
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وَگر پنهان کنم، ترسم که مغزِ استخوان سوزد.
سعدی*
پیش همه میگفت بنظرش وابستگی یه ضعفه ولی فقط بالشتش میدید که چطور تا صبح برای اون ینفر گریه میکنه.