"براش سخت بود که بعد اینهمه وقتی که باهم گذروندن طوری بهش نگاه کنه که انگار اولین باره اون چشمای براق و شیرین رو میبینه.."☆
تخته کردم خانهی دل، قفل کردم سینه را
بعدِ تو ویران بمانَد خانهی ویرانهام~
راحم تبریزی*
هدایت شده از 𝗔𝗿𝗺𝗶𝘁𝗮
یوزر | سکوت طلوع چرا وقتی دیدی داره بهت آسیب میزنه بازم ادامه دادی!
وقتی
با کسی
شنا میشی
که دنیا
رو
مثل تو میبینه
تازه میفهمی
که هیچوقت
مشکلی
در تو نبوده.