میرفت تو خیابون گریه میکرد بیشتر بهش اهمیت میدادن تا تو جمعی به نام "خانواده!"
دیگران چون بروند از نظر، از دل بروند..
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی!
سعدی*
جانِ تو و جانِ من گویی که یکی بودهست
سوگند بدین یک جان، کز غیر تو بیزارم! ~
مولانا*
امروز تولدمه ولی حرفایی که میخوام راجبش بزنم بمونه برای 24ام که شهادت هم نباشه<: