eitaa logo
آوای قلم
258 دنبال‌کننده
135 عکس
13 ویدیو
1 فایل
...به‌نامِ‌خالقِ زیبایی‌ها... آوا‌ی‌ِ ماندگارِ قلم‌ بر جسم و روحِ کاغذ‌... آوایی که شنیدنی و گوش‌نوازست... و من برایِ شنیده‌شدنش، اینجا را برگزیدم... <<<خوش‌آمدید به کلبه‌ی‌ آوایِ قلم>>>
مشاهده در ایتا
دانلود
و خداوند لبخند زد و دختر آفریده شد... و به راستی این چه زیبا لبخندی‌است... که زیباییش روی ماه را هم کم کرده است... روزتون مبارک زیباترین لبخند‌های خدا...‌
عزیزِمن! بیا یه‌بار هم که شده دیدگاهمون به زندگی رو عوض‌کنیم... شاید اونقدری که میگیم سخت نیست یا اگر‌هم هست، قابل حل‌‌شدنه... اینو‌ مطمئن باش که دیدگاهِ مثبت،‌اتفاقاتِ‌ مثبت‌میاره... :)
رفیق! سخته میدونم... ولی میگذره نه؟! اصلا به قول نظامی: در نومیدی بسی امید‌ است... پایان شبِ سیه سپید است...
متنفرم از وقتایی که میخوام فریاد بزنم بگم که نمیتونم ادامه بدم ولی باید خودمو جمع‌جور کنم و پشتِ‌سرهم بگم‌ میتونم و باید ادامه ‌بدم... متنفرِ متنفر... :)
آوای قلم
میروم دلتنگ اما دلخوشم آقای من هرزمان و هرکجا باشم تو همراهِ‌منی
آوای قلم
ایستاده‌ام تا مداحانِ‌کشوری بیایند و با‌ اهنگ‌های حماسی و شعارهای‌ِ‌جانانه‌‌شان، حس‌و حال این ۶۰‌شبِ تجمعات را برایم تداعی کنند... گروه‌سرود می‌آید؛ از امام‌رضا‌می‌خواند و می‌رود... بلافاصله مجری هم برای چاشنیِ آن سرود، دو سه بیت شعر‌ِامام‌رضایی مهمانمان‌می‌کند... با اشاره اش موزیکی پخش می‌شود و از همان ابتدایش، خانومی سن‌و‌سال‌دار با چادر مشکی‌ای که اتفاقا چند‌قدمی ما ایستاده بود؛ با صدایی‌ نسبتاً بلند، می‌زند زیر گریه و پرِ چادرش را می‌گیرد جلوی صورتش... نگاهِ گره‌خورده‌ام به پرِچادرش را هدایت میکنم به سمت جمعیتِ روبه‌رو و پشت‌سرم... موزیک می‌خواند آمدم‌ای‌شاه‌پناهم‌بده و من‌ هم از میدانِ رهبرِشهیدِ میبد‌یزد به مقصدِ صحن‌انقلابِ‌امام‌رضا پرواز‌میکنم.... پ.ن: انگاری همگی‌ شدیدا مشهد‌لازم‌ایم...
آقایِ امام‌زمان... خودت کشورمون رو حفظ و سربلند‌ کن... :)
آوای قلم
از همون اولِ زندگی که تازه به دنیا اومده‌بودیم؛ با دانسته‌هایی از قبل که خدا مربی‌اش بود؛ شروع به گریه کردیم و انگاری اولین قدمِ زندگی‌رو با قاطعیت برداشتیم... بعد از اون نگاه‌مون به حرکات و کلماتِ مامان و بابا بود و به نوعی از همون‌ بچگی شدیم‌ تنها شاگردِ مکتبِ‌خانواده... کم کم مدرسه رفتن رو آغاز کردیم... از پیش‌دبستانی تا دبیرستان، سر کلاسِ معلم و دبیر‌‌های متفاوتی نشستیم و بی شک از هرکدومشون یه دیدگاهی از زندگی‌ رو یاد گرفتیم... گاهی اوقات هم می‌شد که در حین طیِ کردن مسیرِ زندگی‌مون، به آدم‌های فهیم و با‌درکی برخورد میکردیم که اگرچه معلم نبودند ولی با محبت و مهربونی‌شون درس‌هایِ زیادی رو بر دفترِ جان‌مون رقم میزدند... و حالا این ماییم و یک عالمه مهربونی و محبت که قابل جبران نیست و نخواهد‌بود... :) پ.ن: روزِ معلم خدمتِ تک‌تکِ کسانی که دانش،رفتار و گفتارشون آموزش‌دهنده‌ی تمامیِ صفاتِ خوب است؛ مبارک.... :)🌱