تو زیبا ترین حزن من بودی؛ عزیز ترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم، غم انگیز ترین شکل انقراض است که برگزیدهام...
#حمید_سلیمی
کنم هرشب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد..
چو جمال او بتابَد ، چه بُوَد جمال خوبان؟
که رُخ چو آفتابَش ، بُکُشَد چراغها را
اگر مرا نابالغ یافتی؛ قطعا تو نزدیک ترین فرد به من هستی غریبه ها فقط از بلوغ من آگاهاند
کلماتی که از دل بر میآیند هرگز بیان نمیشوند، در گلو گیر میکنند و تنها در چشمها خوانده میشوند.
در واقع زمان چیزی رو درست نمیکنه؛
زمان فقط سطح دغدغه ی آدما رو تغییر میده
در من بہ دنبال مادر مےگشتے . کسے کہ مراقبت باشد ، تغذیہات کند ، دوستت داشتہ باشد و بزرگت کند . دلت مےخواست تو را از تمامِ اشتباهاتے کہ مدام انجام مےدادی نجات دهم ؛ اما نفهمیدی کہ من چنین نقشے ندارم . من معشوقہات بودم ، بهترین دوستت نہ مادرت
#مخاطب_نوشت
آدم باید یک نفر را داشته باشد
که شبها وقتی در تاریکی
کنارش خوابیده،
با او از دیروزِ مزخرفِ طولانی
یا از روز زیبای فردا حرف بزند!
#حمید_سلیمی