مخـــاطب مختـــص
ناراحت شدن کسی که بهش یه حسی داری خیلی غیر قابل تحمل تر از ناراحتی خودته درسته که از رفتار و حرفات
حس میکنم یه غبار سنگینی روی دلم نشسته...
برای تویی که تولدت زمستان را گرم کرد…
تو در بُحبوحهی داستانِ زمستان، دقیقا جایی که سرما تمام امیدها را به ناامیدی میکشاند وُ عاشقانهها را منجمد میکند، ناگهان متولد میشوی. تو در نقطهی اوج کتابِ زمستانِ سرد، نوید عشق میدهی. وجود تو امید را مژده میدهد.
یکی از جماعتِ جذاب بهمنی در زندگی آدمها کافیست تا با خیال راحت خودت را به او بسپاری و کاملا به او اعتماد کنی.
-برگرفته از نوشته های سجاد ابطحی
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
بغل با آغوش فرق دارد
آغوش؛ آرام است و رسمی
بغل؛ سفت است و پر حرارت
آغوش؛ برای آرام کردن است و
بغل؛ برای آرام شدن
عاشق، معشوق را با آغوش آرام میکند
و خودش را با بغل دیوانه!
روز جهانی بغل مبارک 🫂🫀
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
یه افسانه ست که میگه کویر یه جنگل بوده که به بارون گفته دوستت دارم🥲وقتی افسرده شدم،مامانم میگفت چشم خورده!دکتر میگفت بیماریه!مذهبی میگفت جنه! و من تنها کسی بودم که میدونستم تویی . . !
#زهرا
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
عاشق شدن، مثل گوش دادن به صدای پیانو تو یه کافهٔ شلوغ میمونه. اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشم هات رو ببندی، و از بقیه صداها بگذری و اون ها رو نشنوی. صدای خنده ها، گریه ها، به هم خوردن فنجون ها و... تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدای دیگه ای رو نشنیدم.
-"قهوه سرد آقای نویسنده"
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮