آقای پوآرو، آیا کسى هست كه زير و بم زندگى اش را بكاوند و در آن هيچ نقطه تاريكى پيدا نكنند؟ آيا بايد زندگى مردم را زير ذره بين قرار دهيم و عيب هايشان را برملا كنيم؟
بعضی چیزها نمیتوانند ادامه داشته باشند؛ اما هیچگاه نیز به پایان نمیرسند.
بعضی نگاهها
معجزه نمیکنند؛
فقط کاری میکنند
آدم دلش بخواهد
بیشتر زندگی کند.
لذت بردن را یادمان ندادند ! از گرما می نالیم از سرما فرار می کنیم در جمع از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس...
همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل میدهند مدرسه دانشگاه ، کار ، حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر
غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که میخواستیم بگذرند.
|دکتر حسابی|
و بپذیر که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کنند و بروند.