eitaa logo
مخـــاطب مختـــص
73 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
0 فایل
𝓣𝓾 𝓶𝓮 𝓶𝓪𝓷𝓺𝓾𝓮𝓼 بی تو یعنی در همین ساعات تلخ قهوه خیز میز و فنجان هست و من همراه را گم کرده‌ام..☕️✨ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
در فراسوهای پیکرهایمان با من وعده‌ی دیداری بده
دوستت دارم بیشتر از وسعتِ دیدِ چشمانت؛ و نزدیک‌تر از روزنه‌های پوستت....
مخـــاطب مختـــص
ای کسی که اجابت دعا در زیر بارگاه اوست
دیگر سرزنده نبود؛ بیشتر اوقاتش به دل نگرانی می‌گذشت، انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد،حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد
من چیزی از تو به آنان نگفته‌ام آنان خود تو را دیده‌اند که تن می‌شوی در چشمانم...
پناهم بده، تنها مرزِ آشنا
‌ اما، دلیلی نبود که برای اشک‌هامون خجالت بکشیم، چون اشک‌ها شاهد شجاعتمون بودن، شجاعت تحمل دردهامون. 📙انسان در جستجوی معنا
‌ از خونه من، پنجره های خونه روبرویی دیده میشه. مثلا طبقه سوم، جایی که پارسال یه مرد تنها توش زندگی می‌کرد و - نوشته‌بودم انگار- که شبها می‌اومد و از پنجره تا کمر بیرون بود و آویخته میشد و آواز می‌خوند. الان بستریه در بیمارستان رازی. حالا، توی اون اتاق یه دختر جوون زندگی میکنه و با بودنش زندگی اومده توی این اتاق. نور لوستر خوشرنگ، اتاقش رو صورتی کرده و هر شب میاد از توی پنجره به آسمان نگاه میکنه. دو بار نگاهمون تلاقی کرده و لبخند زدیم. یه بار هم که فریدون فروغی گوش می‌کردم، بلندبلند باهاش همخونی کرد  و من سخت دلم می‌خواست بلند داد بکشم تو چقدر شعری دختر. هر بار نور صورتی اتاقش رو می‌بینم، یاد اون مرد میفتم. یاد این که رنج و لذت برادرن. یاد این که از یه پنجره، میشه هزار تا آسمون مختلف دید. یاد این که هیچی همیشگی نیست. یاد این که یه شب بالاخره از میون همه پنجره ها، ستاره می باره روی شهر و ما بلندبلند آواز می‌خونیم و یکی داد می‌کشه چقدر شما شعرید مردم و ما، مردم عصبانی بی لبخند، توی آسایشگاه های آجری دلمون گرم میشه و میگیم گور پدرش، روزای بدی بود و تموم شد، فردا باهاره. "و اگر امید بوسه ای بی هوا نبود، بگو انسان مست چگونه هر شب از رودخانه ها و مذابها به خانه بر میگشت؟" همین.
‌زندگی هرچی private تر،بهتر.
هیچ چیز مرا آزار نمی دهد، به اندازه ی نبودنت! در نبودت چیزی کم نیست، جز تمام دنیا....
می‌گویند عشق واقعی برمی‌گردد، عشق واقعی هیچوقت نمی‌رود
از چشمان قهوه‌ای و خسته‌اش خوشم می‌آید