○●○●○●○
آسمان شب، گورستانیست که شمع هایش یک روز خاموش خواهند شد
~☆~
○●○●○●
در خلوتِ شبانه، با سوزِ دل بگوید
دردی که آسمان هم، جز او نمیبیند
اشکی که میچکد گرم، بر رویِ گونهیِ زرد
جز چشمِ خستهیِ ماه، آن را نمیگزیند
لب بستهام زِ عالم، تا فاش گردد این راز
با آن که اشکِ چشمم، بر چهره مینشیند
هر شب من و خیالی، در کوچههایِ مهتاب
او میکشد غمم را، او ناز میخرد... بس
_ستاره"کوتوله سفید"
~☆~